« طلب آمرزش مىكنم از خداى يگانه كه جز او معبودى نيست و زندهء قائم به ذات خود است ، براى همهء ستمها و جرايم و اسرافهايى كه بر نفس خود كردهام و به سوى او باز مىگردم » .
سپس مىگويى :
ربّ أسأت و ظلمت نفسي و بئس ما صنعت ، و هذه يداي يا ربّ جزاء بما كسبت ، و هذه رقبتي خاضعة لما أتيت ، وها أنا ذا بين يديك ، فخذ لنفسك من نفسي الرّضا حتّى ترضى لك العتبى لا أعود .
« اى پروردگار من ! بد كردم و بر خود ظلم نمودم و چه بد عمل نمودم و اين دستان من است اى پروردگارم ! كه در برابر آنچه انجام دادم ( در پيشگاه تو بلند است ) و اين گردن من است كه براى آنچه كردم ، خاضع است و هماكنون من در برابر توام . پس در جهت خشنودى خود ، خشنودى را از من بگير تا راضى شوى . عتاب تو را باشد . من ديگر ( بدانچه كردم ) باز نمىگردم » .
بعد سيصد مرتبه مىگويى : العفو العفو ، آنگاه مىگويى :
ربّ اغفر لي و ارحمني و تب عليّ ، إنّك أنت التّوّاب الرّحيم .
« اى پروردگار من ! مرا بيامرز و به من رحم كن و توبهام را بپذير ، كه همانا تو توبهپذير مهربانى » .
گزيده مفتاح الفلاح ( كليد رستگارى ) ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٠٠