تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليله و دمنه ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
ملك گفت : ملكه را [ هلاك كردي ] بسعي ضايع بي حقّ متوجّه . گفت : سعى سه تن ضايع باشد : آنكه جامه اي سپيد پوشد و شيشه گري كند ؛ و گازري كه همّت جامهء مرتفع دارد و همه روز [ 1 ] در آب ايستد ؛ و بازرگاني كه زن نيكو و كودك [ 2 ] گزيند و عمر در سفر گذارد . ملك گفت : سزاواري كه در تعذيب تو مبالغت رود . گفت : دو تن شايان اين معاملت توانند بودن : يكي آنكه بي گناه را عقوبت فرمايد ؛ ديگر آنكه در سؤال با مردمان الحاح كند و اگر عذري گويند نشنود . ملك گفت : صفت سفاهت بر تو درست ميآيد و كسوت وقاحت بر تو چيست . گفت : سه تن بابت [ 3 ] اين سمت باشند : درودگري كه چوب ميتراشد و تراشه در خانه ميگذارد تا خانه بر وى تنگ شود ؛ و حلَّاقي [ 4 ] كه در كار خويش مهارتي ندارد ، سر مردمان مجروح ميگرداند و از اجرت محروم ماند ؛ و توانگري كه در غربت مقام كند و مال او بدست دشمن افتد و بأهل و فرزند نرسد . ملك گفت : آرزوي ديدار ايران دخت مىباشد . گفت : سه تن آرزوى چيزي برند و نيابند : مفسدي كه ثواب مصلحان چشم دارد ؛ و بخيلي كه ثناى اصحاب مروّت توقّع كند ؛ و جاهلي كه از سر شهوت و غضب و حرص و حسد بر نخيزد و تمنّي آنش باشد كه جاى او با جاى نيك مردان برابر بود . ملك گفت : من خود را در اين رنج افگنده‌ام . گفت : سه تن خود را در رنج دارند : آنكه در مصاف خود را فرو گذارد تا زخمي گران يابد ؛ و بازرگان حريص بي وارث كه مال از وجه ربا و حرام گرد مىكند ، ناگاه به قصد [ 5 ] حاسدي [ سپري [ 6 ] ] شود ، و بال باقي ماند ؛ و
شرح
[ 1 ] . همه روز يعني همه روز و تمام روز ، از صبح تا شب . رجوع شود به همه شب در 351 / 2 ح . [ 2 ] . كودك بمعني جوان به كار رفته است ؛ در متن عربي : الشّابّة . [ 3 ] . بابت سزاوار و شايسته ؛ نيز رجوع شود به 313 / 7 ح و 372 / 8 ح . [ 4 ] . حلَّاق سر تراش كه با تيغ سر مردمان ميتراشد ، موي تراش ، موى ستر ، دلاك ، سلماني . [ 5 ] . قصد بمعني قصد سوء و نيّت آزار و سعي در هلاك كردن كسي ؛ رجوع شود به 139 / 6 ح ، 141 / 6 ح ، 152 / 1 ح ، 222 / 3 ح ، 228 / 2 ، 268 / 1 ، 315 / 1 و 10 ، و 333 / 1 ح . [ 6 ] . سپري كلمه در اساس نيست ؛ براى سپري شدن رجوع شود به 378 / 5 ح .