بدين روزگار گذاريم [ 1 ] . ماده هم برين اتّفاق كرد و بپراگندند . و دانه آنگاه كه بنهاده بودند نم داشت ، آوند [ 2 ] پر شد . چون تابستان آمد و گرمي در آن اثر كرد دانه خشك شد و آوند تهي نمود ؛ و نر غايب بود ، چون باز رسيد و دانه اندكتر ديد گفت : اين در وجه نفقهء زمستاني بود ، چرا خوردي ؟ ماده هر چند گفت « نخوردهام » سود نداشت . ميزدش تا سپري شد [ 3 ] .
در فصل زمستان كه بارانها متواتر شد دانه نم كشيد و بقرار اصل باز رفت . نر وقوف يافت كه موجب نقصان چيست ، جزع [ 4 ] و زاري بر دست گرفت و ميناليد و ميگفت :
دشوارتر آنكه پشيماني سود نخواهد داشت .
و حكيم و عاقل بايد كه در نكايت [ 5 ] تعجيل روا نبيند تا همچون كبوتر بسوز هجر مبتلا نگردد . و فايدهء حذق و كياست آنست كه عواقب كارها ديده آيد و در مصالح حال و مآل [ 6 ] غفلت برزيده [ 7 ] نشود ، چه اگر كسي همهء ادوات بزرگي فراهم آرد چون استعمال بوقت و
شرح
بهار عجم اين دو بيت از امير خسرو آورده شده است ، يكي در وصف حوضي و ديگري در باب كشتارهاى مغولان :بس كه زمين رفت بهمراهيش
گاو زمين شده علف ماهيش
و آنچه دگر بود ز بر ناو پير
يا علف تيغ شده يا اسير[ 1 ] . روزگار گذاريم يعني بگذاريم ؛ گذاشتن بمعني گذراندن در 353 / 1 ح و 366 / 11 ح نيز ديده شود ؛ همچنين روزگار بردن در 96 / 3 ح و روزگار گذاشتن در 300 / 13 .
[ 2 ] . آوند هر ظرفي كه در آن چيزي بتوان نهاد ؛ در اينجا در متن عربي آشيانه گفته شده است .
[ 3 ] . سپري شد سپري از سپردن است ، و سپري شدن بمعني طىّ شدن و تمام شدن و پايان يافتن و در گذشتن ، در مورد عمر و سخن و كتاب و چيزهاى ديگري كه انجام مييابد و منقضي ميگردد ، به كار ميرود . سپري شدن و سپري گشتن صورت فعل لازم آن و سپري كردن و سپري گردانيدن صورت متعدّي آنست ؛ 353 / 6 تا 7 نيز ديده شود .
[ 4 ] . جزع نا شكيبا شدن ، نا شكيبائي كردن ، ضدّ صبر كردن ( زوزني و بيهقي و زمخشري و قرشي ) ؛ بيتابي .
[ 5 ] . نكايت اثري تمام كردن در معاديان بكشتن يا به جراحت كردن يا به هزيمت كردن ( زوزني و بيهقي ) ، زيان رسانيدن و زيان كردن در دشمن ( زمخشري ) ، جراحت كردن و بدست كاليدن و كشتن دشمن را ( قرشي ) .
[ 6 ] . مآل ( اسم مكان از أول ، آل ) محلّ باز گشت ، باز آمدن گاه ، مرجع ، نتيجه و عاقبت كاري .
[ 7 ] . برزيده ورزيده . در اين كتاب گاهي اين لفظ به واو نوشته شده است و گاهي به بى ، مثل 238 / 4 و 340 / 10 و 386 / 5 .