تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليله و دمنه ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤

10 - باب الأسد و ابن آوى

راى گفت : شنودم مثل دشمن آزرده كه دل بر استمالت [ 1 ] او نيارامد ، اگر چه در ملاطفت مبالغت نمايد و در تودّد [ 2 ] تنوّق [ 3 ] واجب دارد . اكنون باز گويد داستان ملوك در آنچه ميان ايشان و نزديكان حادث گردد ، پس از تقديم جفا و عقوبت و ظهور جرم و خيانت مراجعت صورت بندد و تازه گردانيدن اعتماد بحزم نزديك باشد ؟ برهمن جواب داد كه : اگر پادشاهان در عفو و اغماض بسته گردانند ، و از هر كه اندك خيانتي بينند يا در باب وى بكراهيت مثال دهند بيش بر وى اعتماد نفرمايند ، كارها مهمل شود و ايشان از لذّت عفو و منّت بي نصيب مانند ؛ و مأمون ميگويد ، رضي اللَّه عنه : لو علم أهل الجرائم لذّتي في العفو لارتكبوها [ 4 ]
تائب اندر خواب نام توبه نتواند شنود گر ببيند عشق بازيهاى عفوت [ 5 ] بر گناه
و جمال حال و كمال كار مرد را نه هيچ پيرايه از عفو زيباتر است و نه هيچ دليل از اغماض و تجاوز روشنتر . قال النّبيّ صلى اللَّه عليه : أ لا أنبّئكم بأشدّكم من ملك نفسه عند الغضب . [ 6 ]
شرح
[ 1 ] . استمالت بسوى خويش جنبانيدن ، بسوى خود كشيدن كسي را و ميل كردن او را خواستن ، سوى خود جنبانيدن كسي را بسخن خوش و نيكوئي ( بيهقي و زمخشري و قرشي ) . باب استفعال است از م ى ل . نيز 257 / 3 و 306 / 17 ديده شود . [ 2 ] . تودّد 108 / 9 ح و 191 / 7 ح ديده شود . [ 3 ] . تنوّق 15 / 6 ح و 33 / 13 و 249 / 3 ديده شود . [ 4 ] . لو علم أهل . . . اگر ميدانستند خداوندان گناهان لذّت مرا در بخشودن گناه مرتكب آن ميشدند ؛ در اساس : ما ارتكبوها . [ 5 ] . عفوت چنين است در همهء نسخ جز و و نافذ و بايسنغري كه « عفوم » دارند ؛ در ديوان مختاري : عفوش . [ 6 ] . ألا أنبّئكم . . . هان ، بياگاهانم شما را به سخترين ( نيرومندترين ) شما ! آن كس كه پادشاه شد ( مسلَّط شد ) بر نفس خود در هنگام خشم گرفتن . در خرد نامه ( نسخهء نافذ پاشا 328 ، ق 79 پ ) آمده است : ديو جانس را گفتند : ملك يونانيان فاضلتر يا ملك پارس ؟ گفت : هر كه بر خشم خود پادشاه تر او فاضلتر . و سنائي در حديقه گويد ( چاپ مدرّس رضوي 575 ) :هر كه بر خشم و آز قاهرتر اوست بر خصم خويش قادرتر
كليله و دمنه ( فارسي ) — صفحة 304 | ابن المقفع / أبو المعالى نصر الله منشى