تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليله و دمنه ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
در حقّ اخيار [ 1 ] ، و اين نوع ممارست بخطا راه برد چون خطاى بط

[ بطى كه در آب روشنى ستاره مىديد ]

گويند كه بطي در آب روشنائي ستاره ميديد ، پنداشت كه ماهي است ، قصدي ميكرد تا بگيرد و هيچ نمييافت . چون بارها بيازمود و حاصلي نديد فرو گذاشت . ديگر روز هر گاه كه ماهي بديدي گمان بردي كه همان روشنائي است قصدي نپيوستي . و ثمرت اين تجربت آن بود كه همه روز گرسنه بماند . و اگر شير را از من چيزي شنوانيده‌اند و باور داشته است موجب آزمايش ديگران بوده است و مصداق تهمت من خيانت ايشان است . و اگر اين هم نيست و كراهيت بي علَّت است پس هيچ دست آويز و پاى جاى [ 2 ] نماند . چه سخط چون از علَّتي زايد استرضا و معذرت آن را بردارد ، و هر چه بزرق و افترا ساخته شود اگر بنفاذ [ 3 ] رسد دست تدارك [ 4 ] از آن قاصر ، و وجه تلافي در آن تاريك باشد . كه باطل و زور [ 5 ] هرگز كم نيايد و آن را اندازه و نهايت صورت نبندد . و نميدانم در آنچه ميان من و شير رفته است خود را جرمي ، هر چند در امكان نيايد كه دو تن با يك ديگر صحبت دارند ، و شب و روز و گاه و بيگاه بيك جا باشند و ، در نيك و بد و اندوه و شادى مفاوضت پيوندند چندان تحرّز و تحفّظ و خويشتن داري به كار توانند داشت كه سهوي نرود . چه هيچ كس از سهو و زلَّت [ 6 ] خالي و معصوم نتواند بود ، و هر گاه كه به قصد و عمد منسوب نباشد مجال تجاوز [ 7 ] و إغماض اندر آن هر چه فراختر است . و نيز هيچ مشّاطه جمال عفو و إحسان مهتران را چون زشتي جرم و جنايت كهتران نيست
و الضّدّ [ 8 ] يبرز حسنه الضّدّ
[ 1 ] . أخيار ( جمع خير ) مردماني كه بسيار نيكاند و از ايشان نيكي بسيار به ديگران ميرسد . [ 2 ] . پاى جاى ص 48 ح بر ص 12 ديده شود . [ 3 ] . نفاذ ص 7 ح بر س 1 ديده شود ، و نيز 23 / 8 و 36 / 7 و 69 / 4 ح . [ 4 ] . تدارك ص 10 ح بر س 1 و نيز 105 / 11 ديده شود . [ 5 ] . زور . دروغ و نادرست . [ 6 ] . زلَّت لغزيدن قدم ، بخطا افتادن در كار و در سخن . [ 7 ] . تجاوز عفو و در گذشتن از گناه . [ 8 ] . و الضّدّ . . . ناهمتا ، نيكوئيش را ناهمتا پديدار كند ( حسن هر چيزي به ضدّ آن ظاهر شود ) .