ابو الفضل جويبارى از ديه جويبار . بو سعد گويد : او پيرى نيكو كار برتر از اهل خير بود . به درس بو المظفر سمعانى حاضر مىشد و بو محمد عبد الله بن احمد سمرقندى از قرائت وى بر مىشنود . او كتاب « شرف اصحاب الحديث » تأليف بو بكر خطيب را از وى بر شنود . بو سعد سمعانى از وى بر شنود . زادروزش پيرامن سال 450 بود و در ديه جويبار به ذيحجهء 528 در گذشت .
جويث
« 1 » [ ج و و ى ] ( با تشديد واو و ياى دو نقطه و ثاى سه نقطه پايانين ) : نام شهرى در خاور دجلهء بزرگ بصره مقابل « ابله » است . مردم آنجا فارسند و آنجا را « جويث باروبه » گويند . من آن را چند بار ديدهام بازارهايى شلوغ دارد .
بدانجا نسبت دارد بو القاسم نصر پسر بشر پسر على عراقى جويثى كه دادرسى آنجا را داشت و فقيهى شافعى و فاضل محقق و خوش قرائت و مناظره گر بود . او از بو القاسم پسر بشران بر شنوده بود . بو البركات هبة الله پسر مبارك سقطى از وى روايت دارد . او در بصره به ذيحجهء 477 در گذشت .
جويث
[ ج و ] ( با واو فتحهدار بىتشديد ) :
جايگاهى ميان بغداد و « اوانا » نزديك « بردان » است . جحظه چنين مىسرايد :
اسهرت للبرق الّذى * باتت لوامعه منيره
و ذكرت اقبال الزّما * ن عليك فى الحال النّصيره
ايّام عينك بالحبي * ب و قربه عين قريره
ايام تحوى حيث كن * ت لعاشق كفا منيره [ 164 ]
ما بين حانات الجوي * ث الى المطيرة فالحظيره
فغدوت بعد جوارهم * متحيّرا فى شرّ جيره
من باذل للعرض دو * ن البذل للصّلة اليسيره
و بمخرق يصف السّما * ح و نفسه نفس فقيره
و من الكبائر ذلّ من * اضحت له نفس كبيره « 2 »
جويخان
« 3 » [ ج و ] ( با ياى دو نقطه و خاى نقطهدار ) : به گمان بو سعد ديهى از فارس است .
از آنجا است بو محمد حسن پسر عبد الواحد پسر محمد جويخانى « 4 » صوفى . او در بغداد از بو الحسين پسر بشران بر شنود . بو محمد عبد العزيز پسر محمد نخشبى در شاپور از سرزمين فارس از وى بر شنود .
جويك
[ ج و ] بخشى در نسف است .
از آنجا است محمد پسر حيدر پسر حسن جويكى « 5 » . او از محمد پسر طالب و جز وى روايت دارد .
جويم
[ ج و ] « 6 » : شهرى به فارس است كه به آن « جويم بو احمد « 7 » » نيز گويند . گسترهء روستاهاى آن ده فرسنگ است . گرداگرد آن كوهها مىباشد كه همهء آن را نخلستان و باغها فرا گرفته كه از قناتها سيراب مىشود . رودخانهاى كوچك نيز در كنار بازار دارد . از آنجا است :
1 - بو احمد حجر پسر احمد جويمى « 8 » . او مردى فاضل و سخاوتمند بود . بو بكر محمد پسر حسين پسر دريد وى را بستود . به سال 324 در گذشت .
2 - بو سعد محمد پسر عبد الجبار مقرى معروف به جويمى « 9 » . او قرآن را به چند روايت بر بو طاهر بن سوار بر خواند . محاسن پسر
هامش
( 1 ) . ن . ك : تقويم بو الفدا - آيتى ص 334 .
( 2 ) . آيا بيدار بودهاى كه آن آذرخش زيباى نيمه شب را ببينى ؟ به ياد مىآورم زمانى را كه حال خوبى داشتى چشمت به روى دوست و نزديك بودن او روشن بود .
روزگار سودمندى بود كه دست زيبائى براى عاشق داشتى . ميان مغازههاى « جويث » و « مطيره » و « حظير » بوديم و پس از آن همنشينىها تو گرفتار همسايگانى بر شدهاى كه به اندك مزدى ناموس فروشى مىكنند و خود را « با گذشت » نامند ! و با گناهان بزرگ ، خود را بزرگ شمارند .
( 3 ) . حدود العالم : جويكان شهرى خرم و كم مردم .
( 4 ) . ش . ش : 852 از انساب 145 ، لباب 2 : 29 .
( 5 ) . ش . ش : 2574 از انساب ، لباب 1 : 314 .
( 6 ) . حدود العالم : شهركى خرم و با نعمت و از شيراز است . احسن ع ص 428 ترجمه 639 . لسترنج 272 - 274 جوين (juwayn) .
( 7 ) . احسن ع ص 52 ترجمه ص 75 .
( 8 ) . ش . ش : 793 از همين معجمد .
( 9 ) . ش . ش : 2669 از طبقات القراء 2 : 158 .