مىبيند . ( و من شاقّ و عرت عليه طرقه و أعضل عليه أمره و ضاق عليه مخرجه ) هركس از حق سرپيچى كند بر مركب دشوارىها نشسته و در راه هلاكت قدم نهاده است . چنين كسى هرگز راه گريز و گشايش نخواهد يافت .
شك نيز بر چهار قسم است :
1 - مشاجره و گفتوگوى بدون ژرفنگرى ؛ در اينجا مقصود مغالطه و بازى با الفاظ زيبايى است كه ممكن را ناممكن و ناممكن را ممكن جلوه مىدهد .
2 - ترس از افتادن در خطا ؛ انسان ترسو از خيال خود گريزان است و آن را دشمنى مىپندارد كه براى فريب او آمده است .
3 - ترديد در اراده و نيت ؛ هركس گرفتار چنين حالتى شود هيچ كار خيرى انجام نخواهد داد .
4 - تسليم شدن در برابر هر كه او را به سوى هلاكت و نابودى پيش مىبرد .
32 - قال عليه السلام : « فاعل الخير خير منه و فاعل الشّرّ شرّ منه . »
ترجمه : نيكوكار خودش از كارش بهتر و بدكار خودش از كارش بدتر است .
شرح : هركارى كه به مصلحت ديگران بوده و براى كسى ضرر نداشته باشد نيكو است و كارى كه فسادآور و بدون سود بوده و يا زيانش بيش از سود آن باشد ، شرّ به شمار مىآيد .