پيامبران چنين مىكردند . در عهدنامه مالك اشتر نيز گذشت : « نهان بودن رهبران ، نمونهاى از تنگخويى و كماطّلاعى در امور جامعه مىباشد . » « 1 » ( فإنّها إن ذيدت عن أبوابك في أوّل وردها لم تحمد فيما بعد على قضائها ) اگر حاجتى به تو عرضه شود و از انجام آن امتناع كنى و سپس آن را برآورده سازى ، صاحب حاجت تو را نخواهد ستود و فضلى برايت نخواهد شمرد . پس بهتر آن است كه حاجت را به محض عرضه برآورده سازى كه در اين صورت خداوند پاداشت را چند برابر ساخته و صاحب حاجت نيز از تو فراوان سپاسگذارى خواهد كرد . ( و انظر إلى ما اجتمع عندك من مال اللّه فاصرفه إلى من قبلك من ذوي العيال ) اموال خداوند را در مصالح عمومى جامعه هزينه كن و در بين نيازمندان منطقهات تقسيم كن كه آن اموال از آن منطقه گرد آمده است ؛ چرا كه مردم آنجا به اين اموال سزاوارترند . آنگاه اگر افزودهاى از اين اموال بر جاى ماند ، آن را به سوى ما بفرست تا در جاى مناسب هزينه كنيم .
همه مذاهب اسلامى اتفاقنظر دارند كه اماكن مقدس مكه به فروش نمىرسند و اجاره داده نمىشوند . فروش و اجاره خانههاى مكه نيز مورد بحث قرار گرفته و فقيهان در اين مسئله اختلافنظر دارند . مالك و ابو حنيفه به ممنوعيت آن فتوا دادهاند « 2 » و شافعى به جواز « 3 » و از ابن حنبل هردو نظر
هامش
( 1 ) . « احتجاب الولاة عن الرّعيّة شعبة من الضّيق » نهج البلاغه : نامه 53 .
( 2 ) . نك : الوسيط : 7 / 42 ؛ سنن دار قطنى : 3 / 57 ح 223 ؛ المستدرك على الصحيحين : 2 / 53 ؛ المغنى :
4 / 330 ؛ الشرح الكبير : 4 / 22 ؛ فقه السنة : 3 / 88 ؛ فتح البارى : 3 / 359 ؛ المصنف عبد الرزاق الصنعانى : 5 / 148 .
( 3 ) . نك : بدائع الصنائع : 5 / 146 ؛ العزيز شرح الوجيز : 11 / 455 ؛ المجموع : 9 / 248 .