تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠

نامه 49

مشغله دنيا

« أمّا بعد فإنّ الدّنيا مشغلة عن غيرها و لم يصب صاحبها منها شيئا إلّا فتحت له حرصا عليها و لهجا بها و لن يستغني صاحبها بما نال فيها عمّا لم يبلغه منها و من وراء ذلك فراق ما جمع و نقض ما أبرم و لو اعتبرت بما مضى حفظت ما بقي و السّلام . »

ترجمه

پس از ياد خدا و درود ، همانا دنيا انسان را به خود سرگرم و از ديگر چيزها بازمىدارد . دنياپرستان چيزى از دنيا به دست نمىآوردند ؛ جز آن‌كه درى از حرص به رويشان گشوده و آتش عشق آنان تندتر مىگردد . كسى كه به دنياى حرام برسد ، از آن‌چه به دست آورده ، راضى و بىنياز نمىشود و در فكر آنهايى است كه به دست نياورده ؛ امّا سرانجام آن ، جدا شدن از فراهم آورده‌ها و به هم ريختن بافته شده‌ها است . اگر از آن‌چه گذشته عبرت‌گيرى ، آن‌چه را كه باقى مانده ، مىتوانى حفظ كنى . با درود .