( ليس كلّ من رمى أصاب ) هرچند در انجام كارى ماهرباشى ، باز ممكن است به اشتباه افتى . انسان عاقل در هرحال ، احتمال خطا به خود مىدهد و انتقادات ديگران را مىپذيرد و كسى جز انسان نادان ، خود را هميشه بر حق نمىپندارد .
( إذا تغيّر السّلطان تغيّر الزّمان ) تغيير زمامداران به تغيير حوادث روزگار مىانجامد . زمامدار نيك ، جامعهاش را نيك و شايسته مىگرداند و زمامدار بدكردار ، جامعهاش را مانند خويش مىسازد . اگر زمام امور مردم به دست زمامدارانى امين و پاك قرار گيرد ، مصالح عمومى جامعه تأمين مىشود و اگر به دست دزدانى غارتگر افتد ، جامعه را به هلاكت و تباهى مىكشند . اين سخن مشهور است كه رعيت در زمان حاكم شايسته به نيكى مىگرايند و در زمان حاكم فاسد به فساد كشيده مىشوند . « 1 » پيش از اين در شرح خطبه دويست و شانزده در اينباره سخن گفته شد .
( سل عن الرّفيق قبل الطّريق ) اخلاق واقعى انسانها به هنگام سفر آشكار مىشود . از اينرو مسافرت با انسان نادان ، سختى و آزار فراوان در پى دارد .
پيامبر به هنگام سفر مىفرمود : « هركس بداخلاق و ناسازگار است ، در سفر با ما همراه نشود . » « 2 » ( إيّاك أن تذكر من الكلام ما يكون مضحكا ) سخن طنز و شوخى به اندازه و در حدود شرعى آن مناسب است .
هامش
( 1 ) . « الرعية تصلح بصالح الملك ، و تفسد بفساده » . فيض القدير شرح الجامع الصغير : 3 / 563 .
( 2 ) . « من كان سيى الخلق و الجوار فلا يصحبنا » مكارم الاخلاق ، طبرسى : 251 ؛ بحار الانوار : 73 / 273 .