شخصى خود خارج كرده و به مسلمانان بخشيد و هنگامىكه به شهادت رسيد ، هيچكدام در ملك شخصى وى نبود . » « 1 » در كتاب « استيعاب » ابن عبد البر آمده است : « على عليه السّلام درحالى كشته شد كه نه ثروتى جمعآورى كرده و نه بهرهاى از دنيا برگرفته بود . » « 2 »
كشاورزى امام على عليه السّلام به خاطر گرسنگان مانند جهاد با شمشير در راه خدا و دين بود . اگر مظهر و شعار كمونيستها چكش و داس بود ، مظهر على عليه السّلام شمشير و كلنگ بود . كلنگ براى رفع نياز نيازمندها و شمشير براى مقابله با تجاوزگران به حقوق مردم ، و اين هردو گروه نزد خدا يكسان هستند . نقش آنها در پيشرفت زندگى به يك اندازه است . . . بسيار شگفتانگيز است كه شيعيان على عليه السّلام درباره فضائل و مناقب امام بسيار سخن مىگويند و مىنويسند ؛ اما نسبت به كار و تلاش امام در زمين براى توليد و سودرسانى به مردم بىتفاوت مىشوند و تنها بر كلامها و گفتارها تكيه مىكنند و به آنها اهميت مىدهند . . . و اين باور از اينجا ناشى مىشود كه بسيارى از آنها تنها مصرفكننده هستند و در عين حال در مقابل سستى و تنبلى خود مشتاقانه منتظر مدح و ستايشاند .
( هذا ما أمر به عبد اللّه علي ابن ابي طالب امير المؤمنين في ماله . . . ) امام على عليه السّلام وصيت كرد كه سرپرستى اموالى كه خود با دست خويش آنها را به دست آورده و به مسلمانان بخشيده بود ، نخست به امام حسن و پس از او به امام حسين واگذار شود . ايشان دو شرط نيز گذاشت : شرط نخست به اندازه نياز
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 15 / 146 .
( 2 ) . الاستيعاب : 3 / 1126 .