عقلى نيست و عدليه مىگويند عقلى است .
لذا به نظر ما بهتر است كه استدلال را جور ديگرى بيان و تصوير كنيم و آن اينكه : همه قبول دارند كه اطاعت او امر و نواهى شرعيه واجب است و نيز همه قبول دارند كه معرفت تكاليف و امرها و نهيها واجب است .
حالا به نظر ما كه عدليه هستيم ، اين وجوب طاعت و معرفت به حكم عقل است . عقل مىگويد : اگر مولى و صاحب اختيار تو ، تو را به چيزى دستور داد واجب است كه از او اطاعت كنى و همان عقل مىگويد اطاعت بدون معرفت نشايد .
پس مقدمتا بايد به روى تكاليف را بشناسى تا بعد بتوانى اطاعت كنى .
اما به نظر شما آقايان اشاعره وجوب طاعت و معرفت عقلى نيست ، ما از شما مىپرسيم : به چه دليل اطاعت اوامر و نواهى الهى واجب است ؟ به چه دليل معرفت تكاليف واجب است ؟
به ناچار بايد بگوئيد اين وجوب شرعى است و از راه امر خود شارع ثابت مىگردد به اينكه شارع فرموده :
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ »
ما نقل كلام مىكنيم به اين امر شارع مىگوئيم :
اين هم يك امر است و واجب الإطاعة ، به كدام دليل اطاعت اين امر واجب است ؟ آيا به حكم عقل است يا بدليل شرعى ديگر ؟
اگر به حكم عقل است فهو المطلوب كه وجوب طاعت بالاخره منتهى مىشود به حكم عقل و اگر شرعى باشد نقل كلام به او مىكنيم و مىگوئيم به چه دليل اطاعت اين امر واجب است . و هكذا فيتسلسل و تا بىنهايت مىرود و به جائى نمىرسيم كه متوقف شويم ، مگر بپذيريم كه وجوب طاعت عقلى است و متوقف بر امر شارع نيست و تسلسل هم كه باطل است .
بلكه ما ادعاى برترى داريم و آن اينكه :
تمام اديان آسمانى و تمام واجبات و محرمات الهى ثبوتش متوقف است بر ثبوت حسن و قبح عقلى ، و اگر شرعى باشد مستلزم تسلسل است و تسلسل هم باطل است .
زيرا اگر عقل نگويد كذب قبيح است و صدق حسن و مولاى حكيم كار قبيح نمىكند ما از كجا بفهميم كه خداوند ، در اين وعدهها
و وعيدها صادق است ؟
از كجا انبياء صادق