به شمار آورد و 50 تا 60 درصد در مهدهايى هستند كه در آن ايمنى دارند اما واقعاً چيزى ياد نمىگيرند . تنها بين 12 تا 14 درصد از كودكان از مهدهايى استفاده مىكنند كه واقعاً رشد و توسعه آنها را ارتقاء مىبخشد . « 1 »
توصيه نخست ما مقررات سختتر براى تأسيس مهدكودك ، از جمله بررسى سوابق كاركنان ، الزام آور كردن شرايط صدور پروانه و . . . است .
دوم آنكه دولت بايد يارانههايى براى آموزش و ارتقاى ميزان حقوق كاركنان مهدكودكها در نظر بگيرد . تأمين حقوق مكفى ، كاركنان مهدكودك را تشويق به ماندن در شغل خود خواهد كرد و اين تنها راهى است كه مىتوان تداوم حضور مربيان واجد شرايط براى كودكان را فراهم نمود و اين خود يكى از اجزاى محورى براى كيفيت برتر يك مهدكودك است .
نكته ديگر اينكه مرخصى والدينى همراه با حقوق بايد جزء اصلى سياستگذاريهاى مراقبتى از كودكان گردد . همچنين مجموعه ويژهاى از اعتبارات مالياتى و يارانهها بايد براى پدران و مادران شاغل تمام وقت در نظر گرفته شود . ما شديداً احساس مىكنيم كه دولت بايد هم از والدينى كه در خانه هستند و هم از والدين شاغل حمايت كند .
پوشش درمانى خانواده : سال 1997 شاهد مصوبه جديدى بود كه پوشش بيمهاى را به كودكان طبقه كمدرآمد تعميم مىداد . « 2 » ما توصيه
هامش
( 1 )- Ellen Galinsky , transcript of interview on " Bringing Up Baby ,"Newshour ( PBS ) , Oct . 23 , 1997 , p . 1 .( 2 )- Rankin ,"Highlights ,"p . 4 .