تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگ عليه والدين ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
نمايد تا كاميابى شخصى خود را كه اغلب منتهى به كنار گذاشتن خير و صلاح خانواده ، جامعه يا آرمان‌هاى بزرگ‌تر مىشود ، دنبال كنند . » « 1 » در اولويت قرار دهند . اين رويكرد درمانگرى ، برخى مشكلات آشكار را در پى دارد . روانشناسى عاميانه ممكن است از طريق كمك به افراد براى نزديك شدن به نيازها و روياهاى خود آنها را آزاد كند ، اما براى يك شوهر يا زن از كار اخراج شده كه نياز به همدلى و حمايت همسر خود دارند ، يا براى كودكى رنجورى كه نيازمند عشق بىقيد و شرط پدر و مادر است ، چيز خوبى نيست . « 2 » اين جايى است كه وظيفه‌شناسى ، فداكارى و تعهد نسبت به ديگران وارد صحنه مىشود . شايد در رؤيايى بدون كودك ، روابط مىبايد بر تبادل آزادانه احساسات ميان افراد مبتنى باشند ، نه بر مسئوليت‌هاى مداوم يا تعهدات مربوط به روابط ، اما در دنياى واقعى ، تا وقتى كه تا اندازه زيادى بزرگسالان ، پاسخگوى خواسته‌هاى ديگران نباشند ، هيچ ازدواجى پايدار نخواهد ماند و هيچ كودكى به رشد و شكوفايى نخواهد رسيد . روانشناسى متداول در فرهنگ ما گسترش بسيارى يافته است . يك سوم از همه آمريكاييان تحت درمانگرى قرار گرفته‌اند و ديدگاههاى درمانگرانه در تاروپود رسانه‌هاى ما تنيده شده است تا عنصر اساسى دستوركارهاى خويشتن دوستانه شود ؛ دستوركارهايى كه بسيارى از آنها پر از گرايشهاى
هامش
( 1 )- Don Browning et al . , From Culture Wars to Common Ground : Religion and the American Family Debate ( Louisville , Ky . : Westminster / John Knox , 1997 ) , pp . 190 - 98 .( 2 )- Ibid . , p . 101 .