ارزشمند خود را نيز از دست داديم . ما فراموش كرديم كه موضوع برخى از اين فيلمها فقط تبعيض جنسى و مردسالارى نبود ؛ آنها درباره اهميت والدين نيز بحث مىكردند و براى نقش و وظيفه مادر و پدر ارزش و احترام بىنظيرى قائل بودند . در ساعتهاى پربيننده تلويزيون ، والدين مهربان و سختكوشى به نمايش در مىآمدند كه فرزندان خود را با درايت و شوخ طبعى بزرگ مىكردند ، مشكلات آنها را حل مىكردند ، ارزشها را به آنها مىآموختند و سپر حمايتى بسيار با اهميتى را براى آنان تأمين مىكردند .
اين واقعيت كه صنعت سرگرمى در دهه 1950 از ستايش والدين ابايى نداشت ، سبب ايجاد نوعى تأييد عمومى نسبت به نقش والدين مىگرديد كه در خدمت پيشبرد اقتدار اعطا شده به مادران و پدران قرار مىگرفت . محورهايى مانند با هم بودن ، احترام به بزرگتر از خود ، تعهد نسبت به زوج خود و سرسپردگى نسبت به فرزندان ، مانند ضربههاى طبل در فرهنگ آن روز نواخته مىشد و اين امر بدون ترديد تقويت انرژىهاى مادران و پدران را به دنبال داشت و كار آنها را نيز آسانتر مىساخت . تلويزيون ، حتى در روزهاى اوليه پيدايش خود ، به طور چشمگيرى در دسترس بود ؛ در سال 1956 نزديك به 15 ميليون آمريكايى دستكم يك دستگاه تلويزيون داشتند كه به طور ميانگين پنج ساعت در هر روز روشن مىشد . شخصيتهاى نمايشهاى پربيننده نيز تبديل به الگوهاى رفتارى قدرتمندى شده بودند . « 1 »
هامش
( 1 )- Ibid . , p . 3 .