[ أربعة رسائل وجيزة من الشارح ]
در رد منكرين خاتميت حضرت رسول ( ص ) للأنبياء ( ع )
بسمه تعالى مخفى نماند كه بعضي از منحرفين عن الصراط المستقيم ادعا نموده كه كلمهء خاتم في قوله تعالى
وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ
يفتح تاء بمعانى مختلفهاش دلالت بر خاتميت نبوت بحضرت محمد بن عبد اللّه صلى اللّه وآله الطاهرين ندارد ، پس چنانچه كسى در اين عصر وزمان ادعاى نبوت كرد وبرطبق مدعاى خود أدلة اقامه نمود بايد تصديقش كرد وبه أو ايمان آورد ، ولا يخفى ما فيه من الفساد من وجوه ، اما أولا به اينكه از قراء سبعه كسى غير از عاصم كه يكى از آنها است كلمهء خاتم را بفتح قرائت ننموده ، واما ثانيا به اينكه بعضيها كلمهء خاتم بفتح تاء را فعل ماضي از باب مفاعله دانسته ، وگفتهاند كه آن بمعنى ختم است والنبيين را مفعول آن دانستهاند ، وثالثا بر تقدير اينكه خاتم بفتح اسم باشد نه فعل ماضي ، لكن چون خاتم بفتح تاء در لغت وكلمات عرب بمعانى عديده استعمال شده ، از آن جمله بمعنى انگشتر وديگر بمعنى مهر ثبت كه مرسوم است در ذيل قبالجات واسناد مىزنند ، وديگر بمعنى احراز گروه ، ويا بمعنى الذي ختم به مىباشد ، وعلى اى تقدير چه خاتم در آيهء مباركه بكسر تا وچه بفتح آن باشد ، دلالتش بر آنچه متفق عليه بين خاصه وعامه مىباشد از خاتميت وآخر النبيين بودن آن حضرت صلى اللّه عليه وسلم ، أوضح من الشمس وأبين من الأمس است ، اما بناء بر كسر تاء خاتم فواضح ، واما بناء بر فتح آن پس براي اينكه گذشت كه خاتم به معناى انگشتر ومهر ثبت بىمناسبت با مقام است ، ومنحصر است حملش