گفت : اين كار را كردهام . فرمود : نگذار كسى وارد خانه شود . گفت : اين را هم كردهام . فرمود : او را بهبند بكش ؛ زيرا تو هيچ كارى بهتر از اين براى او نمىكنى كه او را از حرام بازدارى . « 1 »
منظور از بند كشيدن ، زندانى كردن است ؛ چنانكه مجلسى اول « 2 » و شيخ حرّ عاملى « 3 » گفتهاند و ممكن است بهبند كشيدن ، كنايه از شوهر دادن باشد . « 4 »
برخى از فقهاى شيعه به مضمون اين روايت عمل كردهاند . « 5 »
قرافى ، از علماى اهل سنت ، معتقد است زندان در هشت مورد مشروعيت دارد كه يكى از آنها زندانى كردن شخص مجرم است تا [ هم ] تعزير گردد و [ هم ] از معصيت الهى دست بردارد . « 6 »
2 . ترك واجبات
كسى كه واجبات را ترك مىكند ، زندانى مىشود . علّامه مىگويد : اگر كسى معتقد باشد كه زكات واجب است ، ولى زكات نپردازد فاسق است ؛ امام بر او سخت مىگيرد و با او مىجنگد تا زكات خود را بپردازد ، زيرا زكات حقى است كه اداى آن بر او واجب است ؛ و اگر مال خود را
هامش
( 1 ) - الفقيه ، ج 4 ، ص 51 ؛ وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 412 .
( 2 ) - روضة المتقين ، ج 10 ، ص 215 .
( 3 ) - بداية الهداية ، ج 2 ، ص 462 .
( 4 ) - همان .
( 5 ) - ولاية الفقيه ، ج 2 ، ص 534 و 431 ؛ بداية الهداية ، ج 2 ، ص 462 .
( 6 ) - الفروق ، ج 4 ، ص 79 .