جمعى از فقهاى ما به مضمون اين روايت فتوا دادهاند ؛ از جمله حلبى ، يحيى بن سعيد ، بحرانى ، خوئى و گلپايگانى . « 1 » آقاى خوئى مىگويد : اگر اولياى مقتول خواستند قاتل را قصاص كنند و گروهى وى را از دست ايشان رهانيدند ، آنها زندانى مىشوند تا قاتل دستگير شود و اگر قاتل مرد يا دستگير نشد ، كسانى كه او را رهانيدهاند بايد ديهء مقتول را بپردازند . « 2 »
6 . ترور
كسى كه دست به ترور مىزند ، زندانى مىشود . امام صادق عليه السّلام فرمود : على عليه السّلام از خانه خارج شد و مردم را براى نماز صبح بيدار كرد .
ناگهان عبد الرحمن بن ملجم مرادى با شمشير به فرق او زد . آن حضرت به زانو افتاد و ابن ملجم را نگه داشت تا مردم او را دستگير كردند .
على عليه السّلام را بردند ، وقتى به هوش آمد به حسن و حسين عليهما السّلام گفت : اين اسير را زندانى كنيد و به او آب و غذا بدهيد و خوب از او نگهدارى كنيد .
اگر زنده ماندم ، خود با آنچه در حق من كرده است سزاوارترم ؛ يا او را رها مىكنم - قصاص مىكنم - و يا او را عفو مىكنم و يا مصالحه مىكنم . « 3 »
روايتى به همين مضمون را عبد الرزاق [ صاحب مصنّف ] از قثم ، غلام فضل ، نقل كرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) - الكافى ، ص 395 ؛ الجامع للشرائع ، ص 571 ؛ الحدائق الناضرة ، ج 21 ، ص 72 ؛ مبانى تكملة المنهاج ، ج 2 ، ص 126 ؛ مجمع المسائل ، ج 3 ، ص 209 .
( 2 ) - مبانى تكملة المنهاج ، ج 2 ، ص 126 .
( 3 ) - قرب الاسناد ، ص 143 ؛ وسائل الشيعة ، ج 19 ، ص 96 ؛ جامع أحاديث الشيعة ، ج 13 ، ص 179 ؛ عقد الفريد ، ج 4 ، ص 359 .
( 4 ) - المصنّف ، ج 10 ، ص 154 .