مخالفين بتواند بحث كند ، يا از شدت علاقهاى كه بائمه عليهم السلام داشته است راضى نمىشده كه مخالفين ببهشت روند .
مطلب ديگرى كه لازم بتوضيح است اينكه در بعضى نسخهها « ان يدخل الجنة » بدون لفظ « لا » است كه ترجمهاش چنين شود « كه بر خدا حتم است كه گمراهان را ببهشت برد » و چون اجماع همهء فرقههاى اسلامى و روايات بسيار زيادى دلالت دارد بر اينكه كفار ببهشت نميروند مجلسى ( ره ) فرموده است : يعنى بعضى از آنها ببهشت روند و مقصود از گمراهان مستضعفين و ديگر اصناف مذكورهء در حديث هستند و آنها كافر نباشند .
و با بودن لفظ « لا » هم فرموده است : كه استفهام انكارى است .
باب كفر
1 -
داود بن كثير رقى گويد : به حضرت صادق عرضكردم : سنتهاى رسول خدا ( ص ) چون فرائض خداوند عز و جل ميباشند ؟ فرمود : بدرستى كه خداى عز و جل فرائضى را فرض فرموده كه بر بندگان لازم گشته ، پس هر كه فريضهاى از آنچه لازم شده ترك كند و به آن عمل نكند و منكر آن شود كافر است و [ رسول خدا ( ص ) ] بكارهائى فرمان داده كه همهء آنها خوب است ، پس كسى كه برخى از آنچه خداى عز و جل بندگانش را به آن فرمان داده از طاعتش ترك كند كافر نيست ولى ترك فضيلت كرده و از خير كم بهره است .
شرح
- فيض عليه الرحمة گويد : مقصود حضرت اينست كه همهء اين دستورات ( اعم از فرائض خدا و سنتهاى رسول خدا ( ص ) ) بفرمان خدا است كه از زبان پيغمبر ( ص ) رسيده ( و از اين جهت فرقى ميانهء آنها نيست منتهى ) بعضى از آنها فرائض لازمه است كه ترك آنها با انكار موجب كفر است ، و بعضى فضيلت است كه ترك آن ( موجب كفر نيست ولى ) موجب كمى خير است .
2 -
زراره گويد : حضرت باقر عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند كفر جلوتر از شرك و پليدتر و بزرگتر از آن است گويد : سپس كفر ابليس را يادآور شد هنگامى كه خداوند به او فرمود : بآدم سجده كن ، و - او از سجده كردن سر باز زد ، پس كفر بزرگتر از شرك است ، پس هر كه ديگرى را بر خداى عز و جل