و بمعلى بن خنيس فرمود : فاشكنندهء حديث ما چون انكاركنندهء آن است .
3 -
ابن ابى يعفور گويد : حضرت صادق عليه السلام فرمود : هر كه بر ضرر ما حديث ما را فاش كند خداوند ايمان او را ببرد .
4 -
حضرت صادق عليه السلام فرمود : آنكه حديث ما را فاش كند ما را بخطا نكشته است بلكه از روى عمد كشته است .
توضيح
- گويا مقصود حضرت اينست كه چون افشاء حديث ائمهء اطهار و ترك تقيّه ، گاهى منجر بكشتن آنها ميشده در اين صورت راويان باعث بر قتل آنها ميشدند و دانسته آنها را بكشتن ميدادند .
5 -
محمد بن مسلم گويد : شنيدم حضرت باقر عليه السلام ميفرمود : بندهء خدا روز قيامت محشور شود و ( با اينكه در دنيا ) دستش بخونى آلوده نشده ( و خونى نريخته ) باندازهء يك حجامت يا بيشتر خون به او بدهند و بگويند : اين سهم تو است از خون فلان كس ؟ عرض مىكند : پروردگارا تو خود ميدانى كه همانا جان مرا گرفتى ( و در آن حال ) من خون كسى را نريخته بودم ( و هيچ خونى بگردنم نبود ؟ ) خداوند فرمايد :
آرى تو از فلانى روايتى چنين و چنان شنيدى و به ضرر او بازگو كردى ، پس زبان به زبان بفلان جبار ( و ستمكار ) رسيد و بدان روايت او را كشت ، و اين بهره تو از خون اوست .
6 -
اسحاق بن عمار گويد : حضرت صادق عليه السّلام اين آيه را تلاوت فرمود : « اين بدان بود كه كفر ميورزيدند بآيات پروردگار و ميكشتند پيامبران را بناحق ، اين بدان شد كه نافرمانى كردند و بودند تجاوزكنندگان » ( سورهء بقره آيه 61 ) و فرمود : به خدا سوگند آنان را بدستهاى خود نكشتند و بشمشيرهاى خود نزدند بلكه حديثهاى آنان را شنيدند پس آنها را فاش كردند ، و آنان را بدان سبب گرفتند و كشته شدند