تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
بر آن دارد منع كند و آن مؤمن نيز نيازمند آن چيز است ، روز قيامت خداوند او را با روى سياه و چشم كبود و دستهاى بسته به گردن ، روى پا نگهدارد پس گفته شود : اين است آن خيانتكارى كه به خدا و رسولش خيانت كرده ، سپس فرمان دهند كه او را بدوزخ برند .

شرح

- كبودى چشم آنان در روز قيامت بواسطهء شدت عطش يا شدت دهشت و ترس آنها است چنانچه از غريب القرآن و غير آن در تفسير گفتار خداى تعالى «
وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً
» نقل شده ، و محتمل است كنايه از زشتى منظر آنها باشد ، و از بيضاوى نقل شده كه بدان وصف شده‌اند براى آنكه بدترين رنگهاى چشم و مبغوض‌ترين آنها نزد عرب كبودى آن بوده است زيرا سخت ترين دشمنان آنها روميان بودند و آنها كمبود چشم بوده‌اند .

2 -

يونس بن ظبيان گويد : كه امام صادق عليه السلام فرمود : اى يونس هر كه حق مؤمنى را حبس كند خداى عز و جل در روز قيامت پانصد سال او را روى دو پا نگهدارد تا عرقش يا خونش ( ترديد از راوى حديث است ) جارى شود ، و منادى از جانب خداوند ندا كند : اين است آن ستمكارى كه حق خدا را از او حبس كرده ، حضرت فرمود : پس چهل روز سرزنش شود ، سپس فرمان شود او را بدوزخ برند .

شرح

- مجلسى ( ره ) گويد : ترديد در كلام حضرت كه فرمود : « عرقش يا خونش » از راوى حديث است ( چنانچه در ترجمه گذشت ) و بعضى گويند لفظ « او » براى تقسيم است يعنى اگر ستمش كم است عرقش جارى شود و اگر زياد است خونش جارى گردد ، تا آنجا كه فرمايد و اين حديث دلالت دارد بر اينكه حق مؤمن بخاطر كمال قربى كه دارد ، حق خداى عز و جل است .

3 -

مفضل بن عمر گويد : حضرت صادق عليه السلام فرمود : هر كه خانهء داشته باشد و مؤمنى بنشستن در آن نيازمند است و از او جلوگيرى كند ( يا دريغ كند ) خداى عز و جل ( بفرشتگانش ) خطاب كند كه : اى