و غفلت دل است و از اين روى ( كلينى ره ) اين حديث را در اين باب آورده است ، و گفته شده : كه چون خلقت دنبال علم است و بارى تعالى پيش از آفرينش هر چيزى علم به آن دارد چنانچه پس از آفرينش آن علم به آن دارد و قلب مؤمن به اختيار خود او بايمان متصف گردد ، پس اين تعبير درست است كه خداوند آن را به اين وصف آفريده و جبرى لازم نيايد .
و گويا مقصود از حكمت ( در حديث ) آن اضافاتى است كه از طرف پروردگار عالم شود ، و مقصود از علم چيزى است كه انسان با انديشه و تدبر بدست آورد و از كتاب و سنت برگيرد ، پس امام عليه السّلام به اين كلام اشاره فرموده كه با تدبر و انديشه به تنهائى بدون افاضات سبحانى نتوان ( ايمان را ) بدست آورد ، و كوشش بىتوفيق سود ندهد ، و حضرت در اينجا علم را به بذر تشبيه فرموده و حكمتى كه افاضات سبحانى است بباران ، و چنانچه تخم افشاندن در زمين بدون باران ثمر ندهد و سبز نشود ، كوشش بنده بدون افاضهء پروردگار بىنتيجه ماند .
4 -
امام صادق عليه السّلام فرمود : دل ميان سينه و گلوگاه لرزانست تا بايمان بسته شود ، و چون بايمان بسته شد قرار گيرد ، و اينست گفتار خداى عز و جل : « و آنكه ايمان به خدا آرد در دلش راه يابد و آرام گردد » ( سورهء تغابن آيهء 11 ) .
5 -
و نيز حلبى از آن حضرت حديث كند كه فرمود : براستى دل در درون انسان مضطرب و لرزانست و حق را جستجو كند ، و چون بدان رسد آرامش پيدا كند و قرار گيرد ، سپس اين آيه را تلاوت فرمود :
« آن كس را كه خداوند بخواهد رهنمائيش كند سينهاش را براى ( پذيرفتن ) اسلام بگشايد - تا آنجا كه فرمايد :
« چنان كه گوئى به آسمان بالا رود » ( سورهء انعام آيه 125 ) .
شرح
- تمام آيه اينست كه « و آن كس را كه خواهد گمراه سازد سينهاش را تنگ و گرفته كند چنانچه گوئى به آسمان بالا رود » و در اين تشبيه كه خداوند فرموده است وجوهى گفتهاند : يكى اينكه معناى آن اينست كه چون او را باسلام دعوت كنند پذيرش آن براى او مانند اينست كه او را به بالا رفتن به آسمان تكليف كردهاند ، ديگر اين كه مانند اينست كه قلبش را به آسمان كشتند بخاطر اينكه دست كشيدن از روش باطل و مذهب خودش براى او بسيار سخت و دشوار است .