عليه السّلام رساندم ، حضرت فرمود : اين كلام از جوشش نبوت است ( يعنى از سرچشمه نبوت جوشيده است . از فيض - ره .
شرح
- ابو الخطاب محمد بن مقلاص اسدى كوفى است كه در آغاز كارش از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام و از بزرگان آنها بود سپس برگشت و مذاهب باطلى اختراع كرد و امام صادق عليه السّلام او را لعن كرد و از او بيزارى جست ، و روايات بسيارى در مذمت او رسيده كه دلالت بر كفر و لعنش كند ، و گويند كه در بارهء حضرت صادق عليه السّلام غلو كرد تا بدان جا كه آن حضرت را خدا ميخواند و خود را از طرف آن حضرت پيغمبر بر اهل كوفه ميدانست .
4 -
از برخى از اصحاب ما حديث شده است كه حضرت ابو الحسن عليه السّلام ( موسى بن جعفر يا فرزندش رضا عليهم السّلام ) فرمود : بدرستى كه خداوند پيغمبران را به نبوت خلق فرمود و جز پيغمبر نباشد ، و مؤمنين را بر ايمان آفريده و بجز مؤمن نباشد ( يعنى اينان بر نبودت و ايمانشان ثابت قدم هستند و هرگز برنمىگردند ) و مردمى را ايمان عاريت داده ، پس اگر بخواهد براى آنها بپايان رساند ، و اگر بخواهد از ايشان باز گيرد ، فرمود : و در بارهء ايشان جارى است ( معناى آيهء شريفه ) « پس پايدار باشد و ناپايدار ( سوره انعام آيه 98 ) و به من فرمود : فلانى ايمانش عاريتى بود ، و همين كه بر ما دروغ بست آن ايمان عاريه از او گرفته شد .
توضيح
- تمام آيه شريفه اين است كه خداوند فرمايد : « او است كه شما را از يك تن آفريد پس مستقر ( و پايدار ) و مستودع ( ناپايدار ) همانا تفصيل داديم آيتها را براى گروهى كه در مىيابند » .
5 -
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : خداوند پيمبران را بر سرشت نبوت آفريد پس هرگز برنگردند و اوصياء ( آنها را ) بر سرشت وصيتها ( و آنچه به آنها سفارش شده ) آفريد ، پس هرگز برنگردند ، و برخى