تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1052

مساهمون:

ص١٠٥٢
( 1 ) بريد و به خولى داد . . . » و در ناسخ التواريخ ( 6 ، 306 ) شمر بن ذى الجوشن به عنوان كسى كه سر مبارك امام را از تن جدا كرده ، قيد شده است . 662 ) دينورى در مورد سرنوشت اين دو نفر مىنويسد : « . . . ابن زياد او [ مرقع ] را به ربذه تبعيد كرد و آنقدر در آنجا بماند تا يزيد به هلاكت رسيد . . . ، و غلام رباب مادر سكينه را خواستند گردنش بزنند ، گفت : من بنده‌اى مملوكم . پس او را به حالش وا گذاشتند . » ( أخبار الطوال ، 281 ) . و در طبرى و تاريخ الكامل محلّى كه مرقع را تبعيد كردند زاره آمده است ؛ ( طبرى ، 7 ، 3063 ؛ كامل ، 5 ، 192 ) . 663 ) در أخبار الطوال ، نام خولى بن يزيد به عنوان حامل سر مبارك امام حسين ( ع ) پيش ابن زياد آمده و در طبرى و تاريخ الكامل ، خولى و حميد بن مسلم . 664 ) غاضريّه : منسوب است به غاضره از بنى اسد و آن قريه‌اى است از نواحى كوفه نزديك كربلا ؛ ( دهخدا ، غ - غيهم ، 51 ) . 665 ) دينورى صحنهء برخورد ابن زياد ملعون با سر امام حسين ( ع ) را چنين ترسيم مىكند ، . . . چون سر حسين بن على ( ع ) را بر ابن زياد وارد كردند و مقابل او گذاردند ، ابن زياد دندانهاى پيشين حسين ( ع ) را با چوب خيزران همى زد . زيد بن أرقم كه از صحابهء پيغمبر ( ص ) بود در آنجا حضور داشت . پس ، به او گفت : از اين كار دست بدار و چوب از اين دندانها بردار . به خدا سوگند رسول خدا ( ص ) را ديدم كه اين دندانها را مىبوسيد . پس ، گريه گلوى او را گرفت و بگريست . . . » ( أخبار الطوال ، 282 ) . 666 ) أشعارى كه يزيد به آن تمثّل جسته از عبد اللّه بن زبعرى است .
الفتوح ( فارسي ) — صفحة 1052 | أحمد بن أعثم الكوفي / مستوفى