تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
2 - حديث كرد ما را . . . از انس بن مالك كه گفت مردى از اهل باديه ( بياباننشين ) شرفياب شد خدمت نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلَّم و ما تعجب كرديم از اينكه مردى چادرنشين آمده و از پيغمبر صلى الله عليه و آله مطلبى را سؤال مىكند ! و آن مرد از آن حضرت پرسيد : قيامت چه وقت است . و چون موقع نماز بود رسول خدا صلى الله عليه و آله جواب نداد تا نماز خوانده شد و سپس فرمود : كجا است آن مرد كه از قيامت پرسيد ؟ عرضكرد : حاضر هستم يا رسول الله آن حضرت فرمود : چه مهيا كرده اى براى قيامت ؟ معروض داشت : به خدا قسم چيزى مهيا نكرده‌ام و نماز و روزه بسيار نخوانده‌ام و نگرفته‌ام جز آنكه بسيار دوست ميدارم خدا و رسولش را ، آن حضرت فرمود : المرء مع من أحب ، چون روز قيامت شود انسان هر كه را در دنيا دوست ميداشته با او ( محشور ) خواهد بود . انس بن مالك گويد : نديدم مسلمانان را بعد از قبول دين مقدس اسلام به چيزى خوشنود باشند به قدر اين بيان آن حضرت . 3 - حديث نمود ما را . . . از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلَّم كه ميفرمود : ايمان ندارد كسى مگر آنكه مرا از خودش دوستتر بدارد ، و عترت مرا از عترت خود عزيزتر بدارد ، و اهل بيت مرا دوستتر از اهل بيت خود داشته باشد ، و نسب مرا از نسب خود بزرگتر و دوستداشتنىتر بداند .

باب صد و هيجدهم علت و چگونگى پيدايش عشق

1 - حديث كرد ما را . . . از مفضل بن عمر كه گفت پرسيدم از حضرت صادق عليه السّلام از عشق كه چيست ؟ فرمود : كسانى كه دلهاى ايشان غافل از ذكر خدا و خالى از ياد او شده ، پس خداوند ( آنها را واگذارده و ) چشانيده به آنها دوستى غير