تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
نگاه كردم به دنيا با چشم بيمار و توجه كردم به او با فكرى كه توأم با غرور بود و تدبيرهاى جاهلانه‌اى براى بدست آوردن آن نمودم و ( نتيجه و سودى نبردم و چون به خود آمدم ) گفتم دنيائى است كه چيزى مانند آن نيست در بدى چون كه در او جز غرور و تدبير جاهلانه و تفاخر بباطل چيز ديگر نيست و ( متأسفانه ) ضايع كردم عمر خود را بلذات كوتاه و ناقصى كه به آن دل بستم . و همچنين گفته :
و إنّ امرء دنياه أكبر همّه * لمستمسك منها بحبل غرور
همانا اگر مرد بزرگترين همتش دنيا شد هر آينه چنگ زده بريسمانى كه سر تا پا همه فريب است . و ديگرى گفته :
طلبتك يا دنيا فأعذرت في الطلب * و ما نلت إلّا الهمّ و الغم و النصب و أسرعت في ذنبى و لم أقض حسرتى * هربت بذنبى منك إن تقع الهرب و لم أر حظا كالقنوع لأهله * و أن يجمل الانسان ما عاش في الطلب
طلب كردم تو را اى دنيا ولى به من رو نياوردى و فائده نبردم از تو جز همّ و غمّ و سختى حتى مرتكب گناه شدم براى برآورده شدن حوائجم و ليكن آرزوهاى مرا بر نياوردى و نديدم بهره‌اى همانند قناعت زيرا هر چه انسان كوشش كند فائده ندارد . و فرمود رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مخالفت نكنيد اوامر خدا را ، گفتند چه مخالفتى ؟ فرمود كوشش مينمائيد در ساختمان خانه‌اى كه خدا حكم بخرابيش فرموده ( و آن دنيا است ) .
إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 55 | الحسن بن محمد الديلمي / سيد هداية الله مسترحمى اصفهانى