مشتاقان است ( زيرا مقصودشان فقط زيارة خداوند است ) و همانا من اختصاص دارم به محبين ( زيرا چيزى را نميخواهند جز خداوند ) .
و فرمود آن حضرت بر هر قلبى از قلوب مردم شيطانى است ، هر گاه آن قلب به ياد خدا باشد شيطان از او دور مىشود ، و هر گاه به ياد خدا نباشد آن شيطان نزديك مىشود و او را وسوسه مىكند و اغوا و گمراهش مينمايد .
و روايت نموده كعب الاحبار « 1 » كه وحى فرمود خداوند بيكى از پيغمبران كه : اگر لقاى مرا خواستى بايد هميشه ذاكر باشى و مانند غريبان زندگى نمائى ( با كسى رفت و آمد نداشته باشى ) و محزون از رفتار بد باشى و متوحش باشى كه با كسى انس و الفت نگيرى ، همانند مرغانى كه در بيابان بىآب و گياه زندگى ميكنند كه هنگامى كه شب فرا رسيد بمأوى خود ميروند و انس نميگيرند مگر با خداى خود .
و فرمود رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بدرستى كه ملائكهها عبور مينمايند بر مجالس ذاكرين پس مىايستند بر بالاى سر ايشان و گريه ميكنند از گريهء آنها و آمين ميگويند بدعاى آنها ، و پس از اينكه به آسمان رفتند خداى تعالى با اينكه ميداند سؤال فرمايد كجا بوديد ؟ گويند پروردگارا تو عالمى كه ما گذر كرديم بر مجلس ذاكرين پس ديديم آنها را كه تسبيح تو را ميگفتند و تقديس تو را مينمودند و طلب عفو و بخشش ميكردند و از آتش خشم و غضب و عذاب جهنم تو ميترسيدند و اميد به ثواب داشتند ، پس
هامش
( 1 ) . كعب بن مانع حميرى معروف بكعب الاحبار از علماى تابعين است و يهودى بود در زمان خلافت عمر بن الخطاب مسلمان شد و از اطرافيان معويه بوده و در سن صد و چهار سالگى سنه 32 در حمص وفات كرد - مترجم