آن مرد عالم فرمود : ترا وصيت ميكنم بيك چيز و آن اينست كه شبانه روز بر تو ميگذرد پس بغفلت عمر تباه مكن و در شب و روز جديت نما به عمل صالح . اى برادر اگر تدبر و تفكر نمائى در اين گفتار و نصيحت مىيابى كه بزرگ موعظهايست .
و سؤال شد از عالمى : كه نيكوتر و شيرينتر از چيزها چه چيز است در قلب مؤمن ؟ گفت يك چيز است و آن : ثمره و فائدهء عمل صالح ، سؤال شد نهايت فرح و سرور در چيست ؟ گفت : راحتى در هنگام مردن ، و اين شعر را خواند :
ولدتك إذ ولدتك امّك باكيا * و الناس حولك يضحكون سرورا
فاجهد لنفسك أن تكون إذا بكوا * في يوم موتك ضاحكا مسرورا
اى فرزند هنگامى كه از مادر متولد ميشدى همه خندان و مسرور بودند فقط تو تنها گريان بودى پس كارى بكن در دنيا كه هنگام مردنت همه گريان باشند و تو خندان و مسرور مردى به حضرت صادق عليه السّلام عرض كرد مرا وصيّت فرمائيد فرمود :
خود را مجهّز كن براى رفتن ، و زاد و توشه آماده كن براى سفرى كه بسيار طولانى است ، و خود وصى خويشتن باش ( كه كس نيارد ز پس تو پيش فرست ) و اميد مدار كه ديگران يا فرزندانت بعد از مرگ تو چيزى فرستند ، پس از اموال خود انفاق نما و كوشش در اعمال خير كن ، چون كه نزديكست امروز يا فردا از دنيا رخت بر بندى و بقبر وارد شوى .
و شاعر نيكو گفته :
خرجت من الدّنيا فقامت قيامتى * غداة أقلّ الحاملون جنازتى
و عجّل اهلى حفر قبرى فصيّروا * خروجى عنهم من أجلّ كرامتى