آخرين روز اقامت ما در سلطانيه بديد و بازديد سفير و وزراء برگذار شد .
همه از حركت سفير مانند اعليحضرت اظهار تألم و تأثر كرده مىگفتند عزيمت سفيركبير در عموم مؤثر خواهد شد . صدراعظم ميگفت از مفارقت سفير خواهد گريست . حقيقت اين است كه چون صدراعظم كه متمولترين اعيان ايرانست به حكم شاه در تمام مدت اقامت ما در سلطانيه مأمور پرداخت كليهء مخارج ما بود ، بايد قاعدتا از مفارقت چنين مهمان پرخرجى نهايت رضايت را داشته باشد . « 1 »
هروقت تمول بيكران يكى از بندگان در نظر اعليحضرت زائد بر عوايد مشروع وى جلوه كند براى ربودن مازاد آن يا بروز نيستى انداختن او طريقهء خاصى را اعمال ميكنند . يعنى لازم نيست كه او را مجبور بتأديهء مخارج سفارتخانهاى كنند بلكه كافيست اعليحضرت روزى يك ظرف از سفرهء خود غذا جهة او ارسال فرمايند ، در اين صورت شخص متمول مجبور مىشود در مقابل اين لطف و تفقد لااقل روزى هزار اشرفى بناظر دربار تقديم دارد و چند هفته كه اين امتياز و التفات طولانى شود براى ورشكستى او كافيست و اگر اين طريقه را شاه براى نيل به مقصود خود كافى نداند خود را بخانهء آن بىنوا دعوت مىكند در اين صورتحساب او پاك است .
در تمام مدت اقامت ما در سلطانيه هوا بيك نهج باقى بود . باد شديدى از صبح تا شب ميوزيد و شبها خيلى سرد ميشد بطوريكه ميزان الحراره هيچوقت از نيم درجه بالا نمىآمد و اغلب صفر نشان ميداد ولى روز تا 19 درجه بالاى صفر ميرفت .
بعدازظهر 14 اوت تگرگ زيادى آمد كه هردانهء آن ببزرگى يك گردو بود .
اگرچه بيش از يكربع طول نكشيد ولى تمام چشمانداز را پوشانيد . اين وضعيات و سرماى شبها در عرض 26 درجه ثابت ميكنند كه ارتفاع سلطانيه از سطح دريا
هامش
( 1 ) چنين اشتهار دارد كه فتحعليشاه سى هزار تومان قرض مرحوم ميرزا شفيع صدراعظم را پرداخته است معالوصف چطور ممكن بوده مخارج سفارتخانه را بعهدهء او واگذارد . م . ه .