تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
1335 - 1331 م : شيخ حسن بزرگ در حقيقت زمام امور آسياى صغير را به دست دارد ، اگرچه رسما حكومت آن صفحات به او واگذار نشده است ( حافظابرو 51 چ ، 56 ر ؛ ميرخواند ج 5 : 158 ؛ خواندمير ج 3 : 75 ) . - مسعود شاه نائب است ( ميرخواند ج 5 : 159 ) .

حكام و سرداران سوريه ( در هنگام تسلط بر آن سرزمين )

60 / 1259 م : فخر الدين ساقى ( به روايت ميرخواند سماقى ) حاكم حلب و توكال بخشى « شحنه » مىشوند - مردم حلب ( ظاهرا به حق ) از فخر الدين شكايت مىكنند ، و لذا او كشته مىشود . 1260 م : زين الدين حافظى جانشين او مىشود ( رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 338 ؛ ميرخواند ج 5 : 77 : در اينجا گفته مىشود ، كه فخر الدين شحنه بوده است ) . 1260 م : تقليد دمشق به ابن زكى داده مىشود . تا اين موقع الملك الناصر ايوبى در آنجا فرمانروا بوده است . - قاضى كمال الدين عمر تفليسى « نائب الحكم » مىشود ؛ علاء الدين جاشى ، جمال الدين قرقاى قزوينى و شمس الدين قومى سه تن ايرانى دستيار او بودند ( رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 338 ؛ مقريزى ج 1 : 1 ، 97 ) . 1260 م : الملك الناصر تا اين موقع فرمانرواى دمشق بود ، يكروز پس از نبرد عين جالوت طبق وعدهء قبلى به حكومت منصوب مىشود . اما پس از وصول خبر شكست مغولان به تصور اينكه او خيانت كرده است ، تعقيب و كشته مىشود . ( رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 356 - 352 ) . 1260 م : اميران كيدبوقا و بيدرا فرمانده لشكرى در دمشق مىشوند ( مقريزى /