تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
از 1305 م : شاهزاده ارنجن ( كاشانى 31 ر ، 110 ر ؛ حافظابرو 15 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 139 ) . 1316 م : تيمور تاش فرزند چوپان حاكم مىشود ( حافظابرو 22 ر ؛ ميرخواند ج 5 : 143 ، 156 ؛ خواندمير ج 3 : 68 ) جلال الدين فرزند رشيد الدين به « صاحب ديوانى » منصوب مىگردد . ( ميرخواند ج 5 : 143 ؛ رشيد الدين / كاترمر ج 1 ،
( XXXVI
. 1321 م : تيمور تاش دعوى مهدويت مىكند ، و دستور مىدهد ، كه به نام وى خطبه بخوانند و سكه ضرب كنند ، اما سرانجام به مصر مىگريزد و در آنجا كشته مىشود ( حافظابرو 40 ر ؛ ميرخواند ج 5 : 150 ) . 1336 - 1328 م : سيف الدين ، كه يكى از نويانها بود ، در سيواس حاكم مىشود . او نخست با ابو سعيد و بعد با حسن كوچك بيعت مىكند . سپس به وساطت سراج الدين قاضى قيصريه ، با سلطان مصر ارتباط برقرار مىنمايد ، و چون حكمرانى او از جانب سلطان مصر تأييد مىگردد ، دستور مىدهد ، كه به نام سلطان مصر خطبه بخوانند ( عمرى / تشنر 28 ) اما وى پس از مرگ الناصر ، و هرج‌ومرجى كه بر مصر حكمفرما شده بود ، در حدود سال 741 ادعاى استقلال مىكند ، و بر روى سكه‌ها و كتيبه‌ها لقب « السلطان العادل علاء - الدين بر خود مىگذارد ( ابن خلدون ج 5 : 560 ص ص ب ) . او حسن كوچك را شكست مىدهد ؛ ارتنا تا مرگ وى به سال 753 ه . ق . مستقل مىماند ، و پس از او به پسرانش مىرسد « 1 » . 1330 م : امير دولتشاه به حكومت منصوب مىشود ، اما در راه مىميرد . ( حافظابرو 51 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 158 ) .
هامش
( 1 ) - ( جزئيات اين جريان :Zambaur 155 ; Berchem III 41 - 49
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 357 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب