بودند ساليانه مبلغ معينى خراج به مغولان بپردازند ، و خود اغلب مأمور جمعآورى اين خراج مىشدند « 1 » . شاهان دستنشانده بيشتر مايل بودند ، كه وسيلهء مأموران خود خراج ساليانه را جمعآورى كنند - حتى به قيد نظارت مغولان « 2 » - تا آنكه مأموران مالياتى مغول به اين كار گمارده شوند . جمعآورى خراج به شرطى به عهدهء خودشان واگذار مىشد ، كه سر وقت آن را به مغولان بپردازند . به اين ترتيب شهر ملطيه واقع در آسياى صغير با تمام قوا در سال 714 ه . ق . كوشش مىكرد ، كه امتياز خود را در زمينهء جمعآورى ماليات حفظ كند « 3 » ، و در اين مورد به موقعيت زمامدار ماردين « 4 » و اتابكان فارس ، كه آنان نيز چنين حقى را داشتند ، استناد مىكرد .
در قلمرو اينگونه شاهان دستنشانده باسقاقانى مستقر بودند ، كه ظاهرا وظيفهء كمك به شاه را براى دريافت ماليات داشتند ، اما در باطن مأمور نظارت در كار او بودند ، و به همين سبب نيز محبوبيتى نداشتند . مظفر الدين قتلغ اتابك فارس فرمان داد تا باسقاقان و شحنهء مغولى را در مقرى كه تحت نگهبانى شديد قرار داشت ، جاى دهند تا آنان به هيچوجه امكان تماس با رعايا را نداشته باشند « 5 » . چه حضور اين مغولان خود به وجههء فرمانروايان زيان مىرساند .
اين باسقاقان گاهگاه نيز در مناطقى كه تازه به تصرف مغولان درآمده بود ، مستقر مىشدند ، از جمله سال 622 ه . ق . در خوارزم « 6 » ، 656 ه . ق . در بغداد « 7 » و 682 ه . ق .
در رى « 8 » . اين گروه بىشك در چنين موارد مأموريت زودگذر داشتهاند ؛ چون وظيفهء اصلى باسقاقان اصولا نظارت بر قلمرو شاهان دستنشانده بود . اين وضع كاملا مشابه با فعاليت آنان در روسيه يعنى كشورى است ، كه سلاطين محلى آن خود در اصل حق
هامش
( 1 ) -Kartlis chovreba I 375 f .( 2 ) - رشيد الدين / وين 225 ر ؛Kartlis chovreba I 413( 3 ) - مفضل ج 3 : 248 .
( 4 ) - وصاف / هامر ج 1 : 96 .
( 5 ) - وصاف / بمبئى 157 .
( 6 ) - جوينى ج 2 : 218 .
( 7 ) - وصاف / هامر ج 1 : 80 .
( 8 ) - رشيد الدين / وين 230 ر .