تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
جمع‌آورى ماليات را نداشتند . بدين‌سبب باسقاقان در سال 650 ه . ق . به كرمان « 1 » و 658 ه . ق . به ماردين « 2 » رفتند . اما حوزهء اصلى مأموريت آنان ظاهرا فارس بوده است ، به‌خصوص از زمانى كه آبش به منصب اتابكى برگزيده شد ، و به جاى شيراز در اردوى ايلخان مسكن داشت . باسقاقان در فارس از سال 660 ه . ق . در واقع نقش مأموران ادارهء امور دولت و صاحبان قدرت را به عهده داشته‌اند . در سال‌هاى نخست ، پس از مرگ آخرين اتابك ، از اين‌گونه مأموران نام برده مىشود « 3 » . حاكم نيز گاه‌گاه باسقاقان را منصوب مىكرد ، از جمله در سال 670 « 4 » ه . ق . اگرچه آنان در واقع مأموران كشورى بودند ، و اصولا مسئوليت‌هاى مالى داشتند ، اما در هنگام ضرورت وظيفهء دفاع از كشور را نيز به عهده مىگرفتند ، مثلا دفع حملات لشكريان لر « 5 » . در فارس تا سال 694 ه . ق . باسقاقان به كار اشتغال داشته‌اند « 6 » ، چون نام آن‌ها در منابع ديده مىشود . بديهى است كه حتى پيش از اين تاريخ نيز كوشش‌هائى به عمل مىآمد ، تا سوء استفادهء اين‌گونه مأموران مغولى غيرممكن شود « 7 » . صدر الدين وزير ناشر اسكناس در سال 692 ه . ق . كوشيد ، تا باسقاقان را تحت‌نفوذ خود درآورد ، و بدين‌وسيله انتقاد از سياست مالى خود را متوقف كند ، و احتمالا به غرض‌ورزى آنان نيز پايان دهد . با سقوط گيخاتو و تمركز شديد در دوران زمام‌دارى غازان اين‌گونه سوءاستفاده پايان يافت « 8 » . جزئيات دريافت ماليات از قلمرو شاهان دست‌نشانده بر ما روشن نيست ؛ اما حمد اللّه اطلاعاتى از مقدار خراج در پايان دوران زمام‌دارى ابو سعيد به دست مىدهد .
هامش
( 1 ) - جوينى ج 2 : 260 ؛ وصاف / بمبئى 289 . ( 2 ) - وصاف / هامر ج 1 : 95 ص ب . ( 3 ) - وصاف / بمبئى 185 ؛ ميرخواند / مورلى 44 . ( 4 ) - زركوب 65 ؛ ميرخواند ج 5 : 106 . ( 5 ) - وصاف / بمبئى 253 ، 294 ( 6 ) - ر ك : وصاف / بمبئى 294 . ( 7 ) - ر ك : وصاف / بمبئى 268 . ( 8 ) - وصاف / بمبئى 280 .