معلوم نيست ، به سلطنت رسيد . شبانكاره در ذيقعدهء 713 جزو قلمرو مبارز الدين محمد سردودمان مظفريان درآمد . مبارز الدين در سال 718 ه . ق . يزد و در محرم 741 كرمان را نيز تصرف كرد ، و قدرت مغولان را در جنوب ايران درهم شكست « 1 » .
حكومتهاى جزاير خليجفارس : هرمز و قيس
مغولان هيچگاه نتوانستند تا جزاير خليجفارس پيشروى كنند و به اين ترتيب حكومتهاى اين جزاير توانستند آزادانه تكامل يابند . حكومت هرمز ، كه قسمتى از خاك خشكى مجاور را نيز تحتنظر داشت ، بىترديد مقتدرترين حكومتهاى خليج فارس را تشكيل مىداد . هرمز قدرت و نفوذش را مرهون منافعى بود كه از تجارت با هندوستان مىبرد .
همزمان با حملهء مغولان به ايران در هرمز جهانشاه از خاندان تورانشاه سلطنت مىكرد . جهانشاه در جنگ با واحدهاى مغول ، كه تا جنوب ايران پيش رفته بودند ( جنگهاى جلال الدين در سرحد هندوستان ) ، كشته شد و عم وى مير شهاب الدين ، كه اصولا با جهانشاه مخالف بود ، اما در جنگ بر عليه مغولان او را حمايت مىكرد ، جانشين وى شد . مير شهاب الدين توانست مغولان را متوارى كند . او دخترش را به عقد برادرزادهاش سيف الدين درآورد ، كه بعدها ( 1229 م . ) در جزيرهء قيس سلطنت مىكرد .
رئيس شهريار وزير شهاب الدين جانشين وى شد ، اما در جنگ با سيف الدين به قتل رسيد . ساكنان جزيرهء قيس و شايد اهالى فارس سيف الدين را متوارى كردند ، و او سرانجام بر ميراث پدرانش دست يافت . او با آرامش كامل - ظاهرا تحت حمايت فرمانروايان كرمان - در هرمز سلطنت كرد ، و قلمرو خود را براى برادرزادهاش شهاب الدين محمد بن عيسى به ارث گذارد ، و پس از اين پادشاه نيز در سال 1244 م .
برادرزادهاش امير ركن الدين محمود بن حامد به سلطنت رسيد . هرمز در زمان فرمانروائى
هامش
( 1 ) - ر ك : مستوفى ج 1 : 613 ص ص ب ؛Zambaur 254