در شبانكاره سلطنت مىكرد . او فرمانروائى باهوش و مقتدر بود ، كه قلمروى خود را از يكسو تا حدود هرمز ، و از سوى ديگر تا نواحى فارس توسعه داد « 1 » ، اما در آنجا ميان وى و ابو بكر پادشاه فارس نزاع درگرفت . اگرچه اتابك نتوانست پايتخت شبانكاره را تصرف كند ، اما با زدن درختان آن سامان و سوزاندن محصولات ، زيان فراوان به شاه شبانكاره وارد كرد .
محمد با هلاكو نيز هنگاميكه به ايران لشكر مىكشيد ، مخالفت آغاز كرد ، و در نتيجه ايلخان سپاهى به فرماندهى تكونجه به جنوب فرستاد . پايتخت شبانكاره در صفر 658 محاصره شد و پس از آنكه مغولان محمد را با تيرى از پاى درآوردند ، به اين شهر دست يافتند « 2 » .
قطب الدين برادر محمد جانشين وى شد « 3 » ، و مغولان شحنههائى را به نظارت در كار وى گماردند ، اما برادرانش او را در 10 ذيحجهء 659 كشتند . نظام الدين حسنويه فرزند غياث الدين محمد بن مظفر الدين كه در اين هنگام بر تخت سلطنت نشست ، در ربيع الثانى 662 با سپاهيان مغول به سلجوق شاه فرمانرواى فارس در كازرون حمله برد ، ولى در اين جنگ كشته شد . جانشين وى نصرت الدين ابراهيم كه برادرش بود به اصرار مغولان دختر سلجوق شاه مقتول را به عقد خود درآورد ، اما او را نيز در ربيع الثانى 664 عزل كردند « 4 » .
برادر وى جلال الدين طيّب شاه 17 سال سلطنت كرد تا آنكه در 10 جمادى الاول 681 به قتل رسيد . اما برادر اين پادشاه بهاء الدين اسماعيل در سال 688 ه . ق . به مرگ طبيعى مرد . پس از وى عموزادگانش غياث الدين بن جلال الدين و نظام الدين بن بهاء الدين متفقا تا سال 713 ه . ق . سلطنت كردند ، و پس از آنان ملك اردشير نامى كه نسبش
هامش
( 1 ) - ر ك : وصاف / بمبئى 423 و نقشهء آخر اين كتاب .
( 2 ) - وصاف / بمبئى 423 ص ب .
( 3 ) - به روايتZambaurپسر وى .
( 4 ) - وصاف / بمبئى 425 - 423 .