سخنى چند دربارهء منابع
گرچه دربارهء فرمانروايى مغولان در ايران گزارشهاى فروان به دست ما رسيده است اما صرفنظر از ابنيهء آن دوران تعداد شواهد بلاواسطه از حكومت آنان بسيار ناچيز است . به اين سبب ضرور است كه مختصرا كيفيت منابعى را كه در اين كتاب از آن استفاده شده است ، توضيح دهيم و ارزشيابى كنيم .
اسنادى كه از دوران زمامدارى ايلخانان باقى مانده معدود است . پولپلىيو (
pAUL pELLIOT
) براى نخستين بار در سال 1936 ميلادى سه قطعه از اسنادى را كه در ايران به دست آمده است ( از سال 720 ه . ق . ) ، منتشر كرد « 1 » . گذشته از آن ما از وجود چند نامه كه در مجموعهء اروپايى مكاتبات تاريخى ( واتيكان ) پاريس و غيره ) نگهدارى مىشود ، و حاوى اطلاعاتى دربارهء القاب فرمانروايان و سبك نگارش نامههاست ، آگاهيم « 2 » .
اما برعكس تعداد زيادى سكه باقى مانده است . اين سكهها طبعا فقط
هامش
( 1 ) - فهرست منابع شمارهء 102 . - اين اسناد نشان مىدهد كه قاآن ديگر براى ابو سعيد نشان دولت نفرستاده است . در مورد منابع تاريخى اين دوره ر ك :Bertold Spuler : Quellenkitik Zur Mongechhichte Irns , in : Zeitschrift der Deutschen Morgenl . Gesellschaft , jg . 92 ( 1938 ) , S . 219 - 243( 2 ) - ر ك فهرست منابع 102 - 96 و 397 .