اينجا معلوم مىشود كه در واقع اكرام همه را مىخواسته .
( لا يخفى كه اين اقسام را در جلد ثانى ، در مباحث حجت خواهند گفت و خود مصنف اين اقسام را قبول ندارد به جز قسم رابع ، ولى ما براى تبيين مطالب درسى گفتيم ) .
حال ، با دانستن اين مقدمه ، رمز امتياز مخصص متصل و منفصل را بيان مىكنيم :
* ابتدا : يك كبراى كلى
* سپس : تطبيق آن بر ما نحن فيه
* سپس : نتيجهگيرى
اما كبراى كلى
هر كلامى كه از متكلم صادر مىشود ( چه عام باشد ، چه مطلق و چه امر و چه نهى و . . . ) مادامىكه متكلم از سخن گفتن فراغت نيافته ، حق دارد قيود مختلفى به كلامش بيفزايد و مخاطب حق ندارد قضاوت نمايد كه مراد متكلم اين بوده يا ظاهر كلامش اين را دلالت دارد بلكه بايد صبر نمايد و انتظار بكشد تا اينكه كلام به پايان برسد .
وقتى كه متكلم سكوت نمود به طورى كه عرفا بگويند كلام به پايان رسيده و كلام بعدى جداى از قبل است ، اينجا مىتواند بگويد مراد شما اين بوده و ظاهر كلام اين است . ( للمتكلم ان يلحق بكلامه ما شاء ما دام متكلما ) .
آرى ، در وسط كلام يك ظهور بدوى مراعى پيدا مىشود كه اگر متكلم قرينهاى بر خلاف او تا پايان كلامش نياورد ، همان ظهور مستقر مىشود و الا اگر قرينهاى آورد ، ظهور بدوى مىرود و ظهور ثانوى جاى آن مىآيد .
شاهد مطلب
لذا اگر قرينهاى بياورد كه مجمل باشد ، باعث مىشود كه كلام به طور كلى مجمل شود و ظهور در هيچ معنايى پيدا نكند .
اما تطبيق بر ما نحن فيه
عام كه از متكلم صادر مىشود ، يك ظهور بدوى در عموم پيدا مىكند . اگر به دنبالش بلافاصله مخصص را آورد ، ظهور مراعى مىپرد و ظهور در ما عدا الخاص پيدا