1 . ظهور تصورى .
2 . ظهور تصديقى مراعى و متزلزل .
3 . ظهور تصديقى استعمالى .
4 . ظهور تصديقى جدى .
اما ظهور تصورى :
هريك از كلمات و مفردات اين كلام ، ظهور در معنايى دارند و دلالت بر معنايى مىكنند . اين را ظهور تصورى مىگويند .
اما ظهور تصديقى مراعى :
هنگامى كه متكلم مشغول سخن گفتن است ، پيش از آنكه سخنش را به پايان برساند و از تكلم فراغت پيدا كند ، كلامش ظهور در معنايى پيدا مىكند . مثلا تا گفت :
اكرم العلماء ، اين جمله ظهور در وجوب اكرام جميع علما پيدا كرد . اما اين ظهور متزلزل است و قابل تبديل و تغيير است . اگر به دنبال آن كلام سكوت كرد ، آن ظهور در كلام پابرجا و مستقر مىشود و اگر به دنبال آن گفت : الا الفساق منهم ، ظهور قبلى رفت و ظهور جديد به حسب دلالت قرينه آمد با اينكه بخش اول كلام ظهور در عموم داشت ولى با انضمام بخش بعدى ، كلام ظهور در ما عدا الخاص پيدا مىكند .
اما ظهور تصديقى استعمالى :
هنگامى كه متكلم از تكلم فارغ شد و سكوت كرد ، ظهور كلام در يك معنا مستقر و پابرجا مىشود . اگر مخصص متصل آورد ، ظهور در ما عدا الخاص مستقر مىشود و اگر نياورد ، ظهور در عموم مستقر مىشود . اين ظهور در عموم تابع نبودن قرينهء متصله است و ظهور استعمالى است يعنى به حسب ظاهر كلام در اين معنا استعمال شده و عرف اين معنا را مىفهمد .
اما ظهور تصديقى جدى :
هنگامى كه انسان يقين كند كه قرينهاى ( متصل يا منفصل ) در كار نيست و زمينهء آوردن قرينه منتفى شده ، اينجا يقين مىكند كه مراد جدى و واقعى مولى همين بوده .
مثلا مولى گفت : اكرم العلماء ، و عبد رفت و مشغول اكرام شد و قرينهاى نيامد ؛
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢٦٩