اين دسته از عمومات مورد بحث است و اينها اغلب تخصيص و تبصره دارند . لذا گفتهاند « ما من عام الا و قد خص » . با دانستن اين مقدمه ، مىگوييم :
تخصيص در مقدمهء اول بحث عام و خاص روشن شد ( تعريف شد ) كه عبارت است از : « خروج حكمى » . اينك در مقام بيان اقسام آن هستيم .
مخصص به طور كلى بر دو قسم است :
1 . مخصص لفظى ، 2 . مخصص لبى ( كما سيأتى )
مخصص لفظى هم بر دو قسم است :
1 . مخصص متصل ، 2 . مخصص منفصل .
متصل : عبارت است از آن مخصصى كه متصل به خود عام باشد و در همان كلامى كه عام وارد شده ، خاص هم وارد شده باشد مانند : اشهد ان لا إله الا اللّه ؛ كه الا اللّه در كنار لا إله آمده است . و مانند : اكرم العلماء الا الفساق منهم و . . . و در حكم مخصص متصل است ، قرائن حاليهاى كه از كلام متكلم فهميده مىشود و قرينه هستند بر اراده نمودن خصوص . مثل اينكه : مولى ، در مجلسى ، از علماى فاسق به شدت مذمت نمود ؛ بعد كه از آن مجلس خارج شد ، به عبدش دستور مىدهد كه : اكرم العلماء .
اينجا از حال مولى پيداست كه مرادش علماى عادل است .
يا مثلا : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به عنوان رسول خدا بفرمايد : لا إله موجود .
اينجا از حال رسالت و پيامبرى او روشن مىشود كه مرادش لا إله الا اللّه است ، يعنى نفى ساير الهها را مىنمايد غير اللّه تبارك و تعالى .
اما منفصل : عبارت است از مخصصى كه در كلام مستقل و جدايى از عام وارد شده ، يعنى عام در كلام جداگانه و خاص در كلام جداگانه ديگرى واقع شده . مثلا : اول فرمود : اكرم العلماء ، و بعد از 2 ساعت فرمود : لا تكرم الفساق من العلماء . يا بالعكس ، يعنى اول خاص را گفت و بعد عام را .
حال ، مخصص متصل و منفصل باهم يك ما به الاشتراك و يك ما به الامتياز دارند .
وجه اشتراك هر دو مخصص
هر دو قرينه مىشوند بر مراد جدى مولى : يعنى همانطورى كه مخصص متصل قرينه