يك فرد اكتفا مىتوان كرد . مثل : اكرم رجلا .
ولى اگر جمع دلالت بر استغراق نداشت ، حد اقل شامل سه فرد مىشود و به كمتر نمىشود اكتفا كرد . مثل : اكرم رجالا . اما در ناحيهء استغراق كه مورد بحث است ، فرق ندارند .
چند نكته
1 . علماى تفسير هم همين نظريهء اكثريت را اختيار نمودهاند . لذا آيهء
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ *
يا
فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ
را اينطور معنا كردهاند كه : خدا هر فرد نيكوكارى را دوست مىدارد و يا اجرش را ضايع نمىكند ؛ و خدا هر فرد كافرى را دشمن مىدارد و عقاب مىكند .
2 . در اين مقام ، چند بحث ديگر هم وجود دارد كه جناب مظفر طرح نكرده :
الف . عموم مفرد اشمل است يا عموم جمع ؟ كه نوعا گفتهاند : عموم مفرد اشمل است . مثل : لا رجل فى الدار . . .
ب . جمع محلى به لام ، به معناى عموم افرادى است يا مجموعى ؟ نوعا افرادى و استغراق را گفتهاند .
ج . اصل در عموم آيا استغراقى بودن است يا مجموعى بودن ؟ نوعا استغراق گفتهاند .
2 . مخصص متصل و منفصل
بحث دوم از مباحث عام و خاص ، مربوط است به اقسام مخصص .
مقدمتا بايد بدانيم : ما دو دسته قوانين و عمومات و قواعد عامه داريم :
1 . عموماتى كه در فن معقول از آنها بحث مىشود . مثلا در كلام مىگويند : كل ممكن محتاج الى المؤثر . يا در فلسفه مىگويند : اجتماع نقيضين محال است . يا در رياضيات مىگويند : 4 - 2 * 2 و . . .
اين دسته از عمومات آبى از تخصيص هستند .
2 . عمومات جعلى و اعتبارى كه عقلا براى ادارهء زندگى خودشان ، اعتبار مىكنند به دست نمايندگانشان . و يا شارع مقدس اعتبار مىكند براى سعادت بشر .