مشهور مىگويند از ادات مستفاد است ولى محقق اصفهانى مىگويد از هيئت ( كه فعلا مورد بحث ما نيست ) .
انما الكلام الآن در اين است كه جملهء شرطى آيا مفهوم دارد يا نه ؟ يعنى دلالت مىكند بر انتفاء حكم و جزاء عند انتفاء الشرط ام لا ؟
به بيان ديگر : آيا هر جملهء شرطىاى داراى دو مدلول است ؟
1 . مدلول مطابقى و منطوقى ، 2 . مدلول التزامى و مفهومى .
يا اينكه فقط داراى يك مدلول است آنهم منطوقى و مطابقى .
در مسئله ديدگاههاى فراوانى هست . پيش از بيان آن ديدگاهها و انتخاب قول حق ، مقدمتا در تعيين محل نزاع ، دو مطلب را بيان مىكنيم :
1 . جملههاى شرطى ، از جهات گوناگونى قابل تقسيم است . يكى از آن تقسيمات ، اين است كه توقف جزاء بر شرط ، در جملههاى شرطى ، دوگونه است :
الف . توقف عقلى و تكوينى .
ب . توقف جعلى و تشريعى .
قسم اول در موردى است كه تمام الموضوع براى اين جزاء خود همان شرط است و موضوع ديگرى اصلا ندارد ، به طورى كه وجود جزاء ، بدون وجود آن شرط ، از محالات است و معقول نيست . مانند اين مثالها :
ان ركب الامير فخذ ركابه ، كه اخذ ركاب ، متوقف است بر ركوب امير و اگر ركوب امير نبود ، اخذ ركاب معنا ندارد .
و مانند : ان ملكت شيئا فتصدق به ، كه تصدق ، خارجا متوقف است بر مالك بودن درهم و دينار و الا اگر مالك چيزى نباشد ، تصدق معنا ندارد .
و مانند : ان رزقت ولدا فاختنه ، كه ختنه كردن ، متوقف است بر وجود ولد و الا اگر ولدى نباشد ، ختنه معقول نيست .
و مانند : و لا تكرهوا فتياتكم على البغاء ان اردن تحصنا ، كه اكراه ، متوقف است خارجا بر ارادهء تحصن و تعفف و الا اگر ارادهء تعفف نبود ، اكراه معقول نيست . و هكذا مثالهاى ديگر .
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص١٩٩