[ مقدمهء كتاب ]
بسم الله الرحمن الرحيم واقدى با سلسله اسناد خود چنين روايت مىكند كه : پيامبر ( ص ) روز دو شنبه دوازدهم ربيع الاول وارد مدينه شدند ، و مىگويد : هر چند دوم ربيع الاول هم گفتهاند ، ولى دوازدهم ثبت شده است . مىگويد : اولين پرچمى كه پيامبر ( ص ) بر افراشت و آن را به حمزة بن عبد المطلّب سپرد تا به كاروان قريش حمله كند در ماه رمضان و آغاز هفتمين ماه هجرت بوده است . سپس در ماه شوال ( هشتمين ماه هجرت ) آن را به عبيدة بن حارث سپرد تا به رابغ كه در ده ميلى جحفه ، و در راه قديد [ 1 ] قرار دارد عزيمت كند .
اين موضوع در همان ماه شوال و آغاز نهمين ماه هجرت صورت گرفته است .
پس از اين ، پيامبر ( ص ) در ماه ذى القعده ( ماه نهم هجرت ) ، سعد بن ابى وقّاص را به خرّار [ 2 ] فرستاد ، و در ماه صفر ( يازدهمين ماه هجرت ) ، شخصا آهنگ سرزمين ابواء [ 3 ] كرد و بدون هيچگونه برخوردى به مدينه مراجعت فرمود . مدت غيبت آن حضرت از مدينه پانزده شبانه روز بود . در ماه ربيع الاول و آغاز سيزدهمين ماه هجرت به قصد تعرض به كاروان قريش ، كه دو هزار و پانصد شتر داشت و آن را اميّة بن خلف با صد نفر از قريش همراهى مىكرد ، آهنگ ناحيه بواط [ 4 ] كه نزديك جحفه است فرمود و بدون برخوردى به مدينه بازگشت . در همان ماه ربيع الاول در تعقيب كرز بن جابر فهرى از مدينه خارج شد و تا محل بدر پيش رفت و سپس به مدينه بازگشت . پس از آن در ماه جمادى الآخر ( شانزدهمين ماه هجرت ) به منظور تعرض به كاروانهاى قريش كه از مكه آهنگ شام داشتند ، شخصا از مدينه بيرون آمده و بازگشتند و اين لشكر كشى به غزوهء ذى العشيره هم معروف است . آنگاه عبد الله بن جحش را در ماه رجب ( هفدهمين ماه هجرت ) به سرزمين نخله اعزام فرمود [ 5 ] . پس از آن در بامداد جمعه هفدهم رمضان ( نوزدهمين ماه هجرت ) در جنگ بدر شركت كرد . سپس سريه عصماء دختر مروان پيش آمد ، كه وى به دست عمير بن عدى بن خرشه كشته شد . عبد الله بن
هامش
[ 1 ] قديد : بر وزن زبير ، نام منطقهاى ساحلى از سواحل شرقى درياى احمر است .
[ 2 ] خرّار : محلى است نزديك جحفه . ( منتهى الارب )
[ 3 ] ابواء : نام يكى از منازل ميان مكه و مدينه كه مدفن آمنه مادر حضرت ختمى مرتبت ( ص ) هم آنجاست .
[ 4 ] بواط : به فتح يا ضم با ، نام كوهى از كوههاى جهينه و نزديك ينبع است ( حواشى سيره ابن هشام ) .
[ 5 ] نخله : نام درهاى در نزديكى مكه ، كه فاصلهء آن با شهر ، يك شب راه است ( حواشى سيره ابن هشام ) .