تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
طفيل خودت بگير . عمرو بن اميه هم به راه افتاد كه پيش پيامبر ( ص ) بيايد و با پاى پياده چهار روزه آن راه را پيمود . چون به قنات [ 1 ] رسيد ، به دو مرد از قبيلهء بنى كلاب برخورد كه به حضور پيامبر ( ص ) آمده بودند و آن حضرت به ايشان جامه داده بود و آن دو از پيامبر امان گرفته بودند ، ولى عمرو اين مطلب را نمىدانست . چون آن دو خوابيدند ، عمرو هر دو را كشت تا به خيال خود از بنى عامر انتقام خون شهيدان بئر معونه را گرفته باشد و بعد به حضور پيامبر آمد و خبر كشته شدن اصحاب را داد . پيامبر ( ص ) فرمود : از ميان همه فقط تو يك نفر زنده ماندى ! و گفته‌اند كه سعد بن ابى وقاص هم همراه عمرو بن اميه بوده و پيامبر ( ص ) خطاب به او فرموده‌اند : هيچگاه تو را به جايى نفرستادم ، مگر اينكه از ميان اصحاب خود مراجعت كردى . و نيز گفته‌اند كه سعد بن ابى وقاص در اين جنگ نبوده و هيچ كس غير از انصار در آن شركت نداشته است و همين گفتهء اخير نزد ما ثابت‌تر است . چون عمرو به پيامبر ( ص ) خبر كشتن آن دو نفر را داد ، فرمود : كار بدى كردى ، دو مرد را كشته‌اى كه از من امان و پناه داشته‌اند و بايد ديه آنها را بپردازم ! عامر بن طفيل نامه‌اى براى پيامبر ( ص ) نوشت و چند نفر از ياران خود را هم فرستاد و گفت : مردى از ياران تو ، دو نفر از ياران مرا ، كه از شما امان و پناه داشته‌اند ، كشته است . پيامبر ( ص ) خون بهاى آن دو را ، معادل خون بهاى دو مسلمان آزاد ، پرداخت فرمود . از عروه برايم روايت كردند كه مىگفت : مشركان در جنگ بئر معونه اصرار كردند تا به عروة بن صلت امان دهند ، چه او ميان بنى عامر دوستانى داشت و از بنى سليم هم بود . چون مشركان اصرار كردند ، گفت : هرگز امان شما را نمىپذيرم و جان خود را از معركه‌اى كه در آن يارانم كشته مىشوند ، نجات نمىدهم . گويند : چون شهداى بئر معونه از طرف دشمن احاطه شدند ، گفتند : پروردگارا ، ما كسى را نمىيابيم كه به وسيلهء او سلام خود را به پيامبرت ابلاغ كنيم ، خدايا ، خودت سلام ما را به او برسان و جبرئيل اين خبر را به آن حضرت داد .

نام شهداى قريش در جنگ بئر معونه

از بنى تيم : عامر بن فهيره ، از بنى مخزوم : حكم بن كيسان ، كه همپيمان ايشان بوده
هامش
[ 1 ] قنات : نام يكى از دشتهاى اطراف مدينه است ( وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 363 ) .