تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
( 1 )

ام سليم

دختر ملحان بن خالد بن زيد بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدى بن نجّار است . نام اصلى ام سليم غميصاء يا رميصاء و يا سهلة بوده است و نيز نامهاى رميلة و انيفة و رميثه را هم براى او گفته‌اند . مادرش مليكه دختر مالك بن عدى بن زيد منات بن عدى بن عمرو بن مالك بن نجار است . مالك بن نضر بن ضمضم بن زيد بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدى بن نجار با ام سليم ازدواج كرد و ام سليم انس بن مالك را براى او آورد . سپس ابو طلحه زيد بن سهل بن اسود بن حرام بن عمرو بن زيد منات بن عدى بن عمرو بن مالك بن نجّار با او ازدواج كرد و ام سليم براى او عبد الله و ابو عمير را آورد . ام سليم مسلمان شد و با رسول خدا ( ص ) بيعت كرد و در جنگ حنين با آنكه به عبد الله بن ابو طلحه باردار بود شركت كرد . پيش از آن هم در جنگ احد براى آب رسانى به تشنگان و زخم‌بندى زخميان شركت كرده بود . ابو اسامه حماد بن اسامة از ابن عون از محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * ام سليم به روز جنگ احد در حالى كه خنجرى همراه داشت با پيامبر ( ص ) بود . محمد بن عمر واقدى از سليمان بن بلال از عمارة بن غزيه ما را خبر داد كه مىگفته است * ام سليم در جنگ حنين در حالى كه شمشيرى به كمر خود بسته و به عبد الله بن ابى طلحه باردار بوده است همراه رسول خدا بوده است . يزيد بن هارون و عفان بن مسلم هر دو از حماد بن سلمة از ثابت از انس ما را خبر دادند كه مىگفته است * ام سليم در جنگ احد خنجرى با خود داشته است ، شوهرش ابو طلحة به پيامبر گفته است اى رسول خدا ! اين ام سليم همراه خنجرش حاضر شده است . ام سليم گفته است اى رسول خدا خنجر را بدين منظور برداشته‌ام كه اگر يكى از مشركان به من نزديك شود شكمش را پاره كنم يا شكمش را سفره سازم . وانگهى اسيران جنگى آزاد شده را كه اينك تنهايت گذاشته و گريخته‌اند بكشم و گردن بزنم پيامبر ( ص ) لبخند زد و فرمود اى ام سليم خداوند كفايت مىفرمايد و احسان مىكند . عمرو بن عاصم از همّام از اسحاق بن عبد الله ، از گفتهء مادر بزرگش ام سليم ما را خبر داد كه او به رسول خدا ايمان آورده است و چون پدر انس كه در آن هنگام در سفر بوده