( 1 ) عبد الله بن عمر ازدواج كرده است بفرستى . عمر گفت آن را براى كسى مىفرستم كه سزاوارتر از صفيه است . اين را براى ام عماره نسيبه مىفرستم كه خود شنيدم پيامبر ( ص ) به روز جنگ احد مىفرمود « به هر سو كه مىنگريستم ام عماره را مىديدم كه بر گرد من جنگ و از من دفاع مىكند . »
محمد بن عمر واقدى ، از معاذ بن محمد بن عمرو بن محصن نجّارى ، از خبيب بن عبد الرحمان بن خبيب بن يساف از ليلى دختر سعد از ام عمارة نسيبه دختر كعب ما را خبر داد كه مىگفته است * رسول خدا براى ديدار با من آمد ، براى آن حضرت نان و شوربا بردم از آن خورد و فرمود خودت هم بخور . عرض كردم روزه دارم ، فرمود « هر گاه در حضور شخص روزهدار خوراك خورده مىشود فرشتگان بر او درود مىفرستند تا هنگامى كه از خوراك آسوده شوند . »
وكيع بن جراح از شعبه از خبيب بن زيد انصارى از بانويى به نام ليلى از ام عمارة ما را خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) به خانهء ما آمدند براى ايشان غذا برديم يكى از حاضران روزه بود ، پيامبر فرمودند هر گاه در حضور روزهدار خوراك خورده مىشود فرشتگان بر او درود مىفرستند .
ابو داود سليمان طيالسى از شعبه از خبيب بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است * ليلى از گفتهء مادر بزرگش ام عماره انصارى كه از خاندان نجّار است نقل مىكرد كه مىگفته است به حضور پيامبر ( ص ) رفته و شنيده است كه مىفرمايد « تا هنگامى كه ديگران از خوراك آسوده و سير شوند فرشتگان بر روزه دار درود مىفرستند » .
محمد بن عمر واقدى از منذر بن سعيد وابستهء خاندان زبير از محمد بن يحيى بن حبان ما را خبر داد كه مىگفته است * ام عماره در جنگ احد دوازده زخم برداشت ، در جنگ يمامه دستش جدا شد و فزون بر آن يازده زخم برداشت ، و چون به مدينه برگشت ابو بكر را كه در آن هنگام خليفه بود مىديدند كه براى احوالپرسى به خانهء او آمد و شد مىكرد .
گويد ، ام عماره سه بار ازدواج كرده است و از هر سه شوهر خود فرزند داشته است ، نخست با غزيّة پسر عمرو مازنى كه از او پسرى به نام تميم داشته است ، دو ديگر با زيد بن عاصم بن كعب مازنى كه از او پسرى به نام خبيب داشته و او را مسيلمه كذاب پاره پاره كرده است پسر ديگرى هم به نام عبد الله بن زيد داشته كه در واقعهء حره كشته شده است . شوهر سوم او نسيبه است كه فرزندانش مردهاند و نسلى از او بر جاى نمانده است .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 415
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٤١٥