( 1 ) به من فرمود مادر جان ! برايم آبى كه غسل كنم فراهم كن ، من فراهم آوردم و او به بهترين صورت غسل كرد و سپس فرمود جامههاى نو و تميز مرا بياور ، آوردم پوشيد و فرمود بسترم را وسط حجره بگستر و چنان كردم ، فاطمه در آن رو به قبله آرميد و فرمود من هماكنون خواهم مرد و غسل كردم . هيچ كس جامه از تن من بيرون نياورد ، سلمى مىگويد فاطمه همان دم درگذشت ، چون على ( ع ) آمد او را از سخن فاطمه آگاه كردم . فرمود آرى به خدا سوگند كه هيچ كس جامه از تن او بيرون نخواهد آورد ، جنازه را برداشت و او را با همان غسل به خاك سپرد . « 1 »
عبد اللّه بن مسلمة بن قعنب ، از عبد العزيز بن ابى حازم ، از محمد بن موسى ما را خبر داد كه * على بن ابى طالب ( ع ) فاطمه ( ع ) را غسل داد .
يعقوب بن ابراهيم بن سعد زهرى از پدرش ، از صالح بن كيسان از ابن شهاب ما را خبر داد كه مىگفته است * عروة بن زبير او را خبر داده كه عايشه همسر حضرت ختمى مرتبت مىگفته است كه فاطمه ( ع ) پس از رحلت رسول خدا از ابو بكر خواست كه ميراث آن حضرت را از چيزهايى كه خداوند به رسول خود ارزانى داشته است تقسيم كند و سهم او را بپردازد . ابو بكر گفت پيامبر فرموده است از ما ميراث برده نمىشود آنچه از ما بازماند صدقه است ، فاطمه خشمگين شد و پس از رحلت رسول خدا فقط شش ماه زندگى كرد .
سفيان بن عيينة از عمرو ، از زهرى ما را خبر داد كه مىگفته است * فاطمه ( ع ) پس از پيامبر ( ص ) سه ماه زندگى كرد ، همچنين سفيان از عمرو از ابو جعفر ما را خبر داد كه شش ماه زندگى كرد .
محمد بن عمر واقدى ، از ابن جريج ، از عمرو بن دينار ، از ابو جعفر ما را خبر داد كه مىگفته است * فاطمه ( ع ) سه ماه پس از رحلت رسول خدا درگذشت .
محمد بن عمر واقدى از معمر از زهرى ، از عروة ما را خبر داد كه مىگفته است * فاطمه ( ع ) شش ماه پس از رحلت حضرت ختمى مرتبت در گذشته است ، واقدى مىگويد همين شش ماه در نظر ما ثابت است و فاطمه ( ع ) شب سهشنبه سه روز گذشته از رمضان سال
هامش
( 1 ) سلمى كنيز صفيه عمه رسول خدا بوده است ، ابن اثير در اسد الغابه ، ج 5 ، ص 478 مىگويد خود او و اسماء دختر عميس ، على عليه السلام را در غسل دادن جنازهء زهراى اطهر يارى دادهاند و روايت بالا نمىتواند درست باشد .