( 1 ) يك ديگر بوديم . عمر گفت به طور قطع شما را به خانههايتان برمىگردانم « 1 » و ما را از مسجد بيرون كردند و فقط به هنگام نمازها در مسجد حاضر مىشديم ، عمر پس از گزاردن نماز عشاء در حالى كه تازيانه در دست داشت در مسجد مىگشت و به چهرهء مردانى كه نشسته بودند مىنگريست و از آنان احوالپرسى مىكرد و مىپرسيد آيا شام خوردهاند و اگر مىگفتند نخوردهايم آنان را با خود مىبرد و شامشان مىداد .
سودة دختر ابو ضبيس جهنى
او پس از هجرت مسلمان شد و بيعت كرد و پدرش اندكى افتخار مصاحبت رسول خدا را داشته است .
اميمة يا امامة
دختر سفيان بن وهب بن اشيم از خاندان بنى حارث بن عبد منات بن كنانة است ، مادرش ام عبد الله بوده است . اميمه همسر ابو سفيان بن حرب بن اميه بوده و به روز فتح مكه اسلام آورده و بيعت كرده است و گفته شده است اندكى پس از آن مسلمان شده است .
برزة دختر مسعود
بن عمرو بن عمير ثقفى ، مادرش امة دختر خلف بن وهب بن حذافة بن جمح بوده است .
برزه را صفوان بن امية بن خلف جمحى به همسرى گرفت كه عبد الله اكبر را براى او زاييد ، اين عبد الله كه به طويل - بلند بالا - مشهور بوده است همراه عبد الله بن زبير با يك دگر كشته شدند . برزه براى صفوان پسر ديگرى به نام هشام اكبر و دو دختر به نامهاى اميّة و ام حبيب آورد ، برزه در حجة الوداع مسلمان شد و با رسول خدا بيعت كرد .
هامش
( 1 ) با توجه به توضيح ابن اثير در كتاب النهاية ، ج 1 ، ص 363 ترجمه شد كه بخشى از همين حديث را آورده است .