( 1 ) بپرس ، ام سلمى گفته است سبيعه اسلميّه بيست روز پس از درگذشت همسرش فرزند خود را زاده است و رسول خدا به او فرموده است ازدواج كند ، ابو السنابل هم از جمله خواستگاران او بوده است .
امّ معبد
نامش عاتكه و دختر خالد بن خليف بن منقذ بن ربيعة بن اصرم بن ضبيس بن حرام بن حبشيّة بن سلول بن كعب بن عمرو و از قبيله خزاعه است .
ام معبد همسر پسر عموى خود به نام تميم بن عبد العزى بن منقذ است و او هم خزاعى است ، محل اقامت و خانه ام معبد در منطقه قديد بوده و هموست كه رسول خدا ( ص ) به هنگام هجرت به مدينه كنار خيمه او فرود آمدند .
محمد بن عمر واقدى ، از ابراهيم بن نافع از ابن ابى نجيح از عبد الله بردهء آزاد كرده و وابستهء اسماء دختر ابو بكر و نيز از حزام بن هشام از پدرش و جز او ما را خبر داد كه مىگفتهاند هنگامى كه رسول خدا ( ص ) در سپيدهدمان شب دوشنبه از غار ثور بيرون رفته بود و روز سهشنبه آهنگ رفتن به قديد كرده بود ، قريش نمىدانستند كه آن حضرت به كجا رفته است ، آوايى از ناحيه پايين مكه شنيدند و زنان و كودكان و بردگان از پى آن آوا مىرفتند ، تا آنكه به بخش بالاى مكه رسيدند ، آن را مىشنيدند و شخصى را نمىديدند ، مضمون آن آوا چنين بود :
« خداوند پروردگار مردم بهترين پاداش خود را به آن دو دوستى بدهد كه هنگام نيمروز آهنگ خيمه ام معبد كردند ، آن دو با نيكى فرود آمدند و با نيكى كوچ كردند ، آرى آن كس كه دوست محمد باشد و يار او رستگار شده است ، بر خاندان كعب مقام و منزلت جوان مردشان فرخنده باد و بر مسلمانان جايگاه او در كمينگاه » . « 1 »
هامش
( 1 ) جزى اللّه رب الناس خير جزائه * رفيقين قالا خيمتى ام معبد هما نزلا بالبرّ و اعتديا به * فقد فاز من امسى رفيق محمد ليهن بنى كعب مقام فتاتهم * و مقعدها للمسلمين بمرصد اين ابيات در قاضى ابرقوهى ، سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 132 و سيرت رسول الله ، ص 468 با اندك تفاوت لفظى در مصراع چهارم آمده است . نويرى در نهاية الارب ، ج 16 ، ص ؟ با اضافاتى و به صورت هفت بيت نقل كرده است .