( 1 ) محمد بن عمر واقدى ، از حزام بن هشام ، از پدرش از گفتهء خود ام معبد ما را خبر داد كه مىگفته است * چهار تن كه سوار بر دو مركب بودند از دور پديدار شدند و كنار خيمه من فرود آمدند ، من گوسپند مادهاى را به حضور رسول خدا آوردم كه پستانش هنوز اندك شيرى داشت ، پيامبر به پستان گوسپند دست كشيد و فرمود اين را مكش ، من آن را رها كردم و گوسپند ديگرى آوردم و كشتم و براى آنان نان هم فراهم آوردم كه او و يارانش خوردند ، گويد از ام معبد پرسيدم چه كسانى همراه او بودند ؟ گفت پسر ابو قحافه و بردهاى از او و ابن اريقط كه هنوز همچنان مشرك بود ، ام معبد مىگويد پيامبر و يارانش چاشت خود را از آن گوشت خوردند و تا اندازهيى كه سفرهء ايشان گنجايش داشت سفرهء آنان را هم انباشتم با اين همه گويا تمام يا بيشتر گوشت آن براى خود ما باقى ماند ، گويد و آن گوسپند كه پيامبر ( ص ) به پستانش دست كشيد تا سال رماده « 1 » كه سال هيجدهم هجرت و روزگار خلافت عمر بن خطاب بود باقى بود و در آن حال كه بر روى زمين هيچ چيز نه كم و نه بيش پيدا نمىشد ما آن گوسپند را بامداد و شامگاه مىدوشيديم ، و ام معبد در آن هنگام مسلمان بود .
محمد بن عمر واقدى مىگويد ، كس ديگرى جز او گفته است ، كه ام معبد پس از اين موضوع به مدينه آمد و مسلمان شد و بيعت كرد .
مادر عبد الله بن مسعود
او همان ام عبد و دختر عبد ود بن سوىّ بن قريم بن صاهلة بن كاهل بن حارث بن تميم بن سعد بن هذيل بن مدركة بن الياس بن مضر است ، مادرش هند دختر عبد بن حارث بن زهرة بن كلاب است ، او مسلمان شد و با رسول خدا بيعت كرد .
احمد بن عبد الله بن يونس ، از زهير ، از ابو اسحاق ، از مصعب بن سعد ما را خبر داد كه چون عمر بن خطاب مقررىها را تعيين كرد براى ام عبد هزار درم مقرر داشت .
هامش
( 1 ) به سبب قحطى و خشكسالى دشوار اين سال به رماده ( خاكستر ) معروف است . طاعون عمواس هم در همين سال بوده است . به تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 97 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر مراجعه فرماييد .