تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
( 1 ) غسل دهد و او را سوگند داد كه اگر روزه مستحبى بودى روزه بگشايى كه براى تو مايهء نيرو خواهد بود . گويد اسماء در پايان آن روز كه ابو بكر را غسل داده بود سوگند او را به ياد آورد و پيش از غروب جرعه‌يى آب خواست و نوشيد و گفت به خدا سوگند امروز كار ديگرى كه مبطل روزه باشد انجام نخواهم داد . معاذ بن معاذ عنبرى و محمد بن عبد الله انصارى هر دو از اشعث ، از عبد الواحد بن صبره ، از قاسم بن محمد ما را خبر داد كه ابو بكر صديق وصيت كرد همسرش اسماء پيكر او را غسل دهد و اگر ناتوان شد پسرش محمد كه او را از ابو بكر داشت او را يارى دهد ، محمد بن عمر واقدى مىگويد اين سخن سست و نادرست است . ابن جريج از عطاء ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو بكر وصيت كرد همسرش اسماء دختر عميس او را غسل دهد و اگر به تنهايى نتوانست از عبد الرحمان پسر ابو بكر يارى بجويد ، محمد بن عمر واقدى مىگويد اين درست است و چگونه ممكن است محمد بن ابو بكر كه در ذو الحليفه به ماه ذى حجه سال دهم زاده شده و به هنگام مرگ ابو بكر سه سال يا حدود آن داشته است مادر را در غسل ابو بكر يارى دهد . معن بن عيسى ، از مالك بن انس از عبد الله بن ابى بكر ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه ابو بكر درگذشت اسماء دختر عميس كه همسر او بود او را غسل داد و پس از غسل او بيرون آمد و از مهاجرانى كه حضور داشتند پرسيد كه امروز بسيار سرد است و من هم روزه دارم آيا انجام غسل - مس ميت - بر من واجب است ؟ گفتند نه . معن بن عيسى ، از ابو معشر ، از هشام بن عروة ، از پدرش از عايشه ما را خبر داد كه مىگفته است * پيكر ابو بكر را اسماء غسل داد . محمد بن عمر واقدى ، از عبد الله بن جعفر از ابو عبيد پرده‌دار سليمان از عطاء ما را خبر داد كه مىگفته است * اسماء در بامدادى سرد پيكر ابو بكر را غسل داد و سپس از عثمان پرسيد كه آيا بايد غسل كند ؟ عثمان گفت نه ، عمر هم اين سخن را شنيد و منكر آن نشد . احمد بن عبد الله بن يونس از زهير ، از ابو اسحاق از مصعب بن سعد ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه عمر بن خطاب مقررىها را مشخص كرد براى اسماء دختر عميس هزار درم مقرر فرمود . واقدى مىگويد ، سپس اسماء دختر عميس را پس از مرگ ابو بكر ، على بن ابى طالب